تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت شصت و دوم :
****
صبح روز بعد زمانی که چشم های پریزاد باز شدند، باز هم همان سقف چوبی منظره پیش رویش بود و صدای آشنای گفت و گوی محبوبه و طوبی خانم به گوش میرسید.
هیچ چیز تفاوتی با چند روز گذشته نداشت، جز قلبش که انگار بعد از اتفاقات شب گذشته زیباتر میتپید و امید و انگیزه را در تنش به جریان می انداخت.
همه چیز را خوب به خاطر داشت. دقایقی طولانی بی هیچ حرفی در گوشه دنج آغوش سیاوش باقی ماند و تنها بÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا z
0خسته نباشی نویسنده توانا 🙏🙏😘❤️
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏🙏🙏
۱۲ ماه پیششکوه
5خیر نبینی محبوبه چی داری میگی😡 بانو جان کجایی باز که داری پری کوچولو اذیت میکنی😥😢😭 نمیشه یه پارت هدیه بدی عسیسم🫠😘😘😘
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😅😅😅
۱۲ ماه پیشزهرا
4وای بازم استرس ، ولی فک میکنم محبوبه داره الکی میگه میخواد سیاوش رو از چشمش بندازه ، خسته نباشی بانو ❤️
۱۲ ماه پیشSedna
4خوب اینکه صددرصد معلومه که محبوبه دروغ میگه و سیاوش هیچ وقت بهش علاقه نداشته میخواد پریزاد و ازمیدون به در کنه
۱۲ ماه پیشراز
3معلومه دروغ میگه چون سیاوش پارتای قبل اصلا نمی دونست ک داییش اونو واسه محبوبه لقمه گرفته و توی آبادی پیچیده ک نشون کرده هستن
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💗💗💗
۱۲ ماه پیشسعادت
0آخ سیاوش کجایی که ببینی محبوبه چکار ها که نمی کنید
۱۲ ماه پیشنیلوفرآبی
0قشنگ معلومه دختره ی عقده ای داره قصه سرهم میکنه تا دل پریزادقشنگم وچرکی کنه دختره ی مرموز
۱۲ ماه پیشهیفا
0بیا محبوبه هم زهرشو ریخت دختره ی حسود
۱۲ ماه پیشراز
2محبوبه رو چطور ب پری داره دروغ میگه اوه اوه عجب مار کبراییه
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
3محبوبه ی بدجنس...
۱۲ ماه پیشzahra
3وااای لعنت بهت محبوبه ... سیاوش بیا تا این دختر خرابکاری نکرده
۱۲ ماه پیشزینب
4داره دروغ میگه دروغ ذهنش رو از سیاوش خراب کنه و خودش به عشقش برسه.
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0ای بابا حالا موقع این حرفا بود چی داره میگه محبوبه خانم. مرسی نویسنده جان قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤