تبعید بی پناهی به قلم غزل محمدی
پارت پنجاه و نهم :
پونه برای خودش خیال پردازی کرد و پگاه اصلاً حواسش پی حرفهای او نبود. او تنها به یک چیز میاندیشید و آن هم درست کردن دردسری بزرگ بود! چیزی که بتواند بردیا را از کارهای کسری بیرون بکشد و یکبار برای همیشه کسری را از زندگیشان حذف کند. پدری که نه تنها پدری نکرد، بلکه یک چیزی هم به عقده و کمبودهای آنها اضافه کرد! پگاه فکر میکرد، زمان میتواند همه چیز را درست کند؛ اما اینجور نبود! روزها
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
