پارت پنجاه و دوم :

پایدار ماشین را روشن کرد، به او ربطی نداشت که به کمک آنها برود، اصلاً اگر می‌رفت چه توجیهی برای بودنش داشت؟ نوید آن سمت خط فرمان را سوی راست کامل چرخاند و با فشردن دستش روی بوق صدایش را اندکی بالا برد و به راننده چشم دوخت.
- وسط خیابون به این شلوغی واینستا خانم!
گردن نوید سوی جلو چرخید و تا آمد به خود بی‌آید، با قرار گرفتن دختری جلوی ماشین، پایش را روی ترمز فشرد. سپر ماشین در نیم وج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!