تبعید بی پناهی به قلم غزل محمدی
پارت پنجاه و دوم :
پایدار ماشین را روشن کرد، به او ربطی نداشت که به کمک آنها برود، اصلاً اگر میرفت چه توجیهی برای بودنش داشت؟ نوید آن سمت خط فرمان را سوی راست کامل چرخاند و با فشردن دستش روی بوق صدایش را اندکی بالا برد و به راننده چشم دوخت.
- وسط خیابون به این شلوغی واینستا خانم!
گردن نوید سوی جلو چرخید و تا آمد به خود بیآید، با قرار گرفتن دختری جلوی ماشین، پایش را روی ترمز فشرد. سپر ماشین در نیم وج
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
