روح جنگل به قلم فاطمه مهدیان
پارت نهم :
میتوانستم همهچیز را تمام کنم. فقط یک حرکت کافی بود . یک فرو رفتنِ سردِ فلز در گوشت گردن هومان، یک نفسِ آخر و بعد سکوت. سکوتی مطلق و بیرحم. اما دستم نمیخواست فرمان ببرد. انگشتانم لرزیدند، تیغه در هوا لغزید، و نفس در سینهام شکست. درونم دو صدا با ه ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

زری گلی
1چه جالب بود تا اینجا بریم پارت بعدی یکم دستم بیاد داستان از چه قراره ، این دو نفر از چی فرار کردن