پارت صد و شصت و پنجم :
دروغ چرا؟ حالا که حداقل تنها نیستم دلشورم کمتر شده.
دروغ گفتم، پارمیس خودش یه دلشورهی اضافیه.
وقتی دستش رو دیدم که داره در رو باز میکنه و با مکث و احتیاط داخل، آروم قدمی به جلو برداشتم و پشت در ایستادم.
صداش عصبی بود:
- هرزه؟
عجب بیشعوری بود!
فکر کنم لحظهای متوجه صدای چالهی آب زیر پام شد و بیاراده سرش رو جلو آورد.
موهاش رو دم اسبی بسته بود. همیشه موقع عصب
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نننن
6آه له له له آه له لاس😂😂😂😭😭😭
۷ ماه پیشغزال
3دو تاتون مثل همیند پت و مت🤣
۷ ماه پیشHelia
1نگار به خدا از استرس دستشوییم گرفت دختر
۹ ماه پیشانار
2واییب خدا بهترین بود این پارت دقیقا 165 شصتو پنجو که اصلا هرجا میبینم دلم هوری میریزه عرررررررر
۹ ماه پیشنمیدونم
3آره اسمش یادم رفته بود حاضرم قسم بخورم خودشه
۱۱ ماه پیشطرفدار نگار
15سیسیا ینی چی کامنتارو لایک نمیکنین ینی تو طول کل رمان فقط منم ک هی لایک میزنم بعد دوباره میام سر میزنم دوباره لایک میکنم میگه حذف شد اینقد ک همهرو لایک کردم
۱۲ ماه پیشآنیا
3نه سیسی تنهانیستی منم عین توام😇
۱۱ ماه پیشوکیل نگار
1نه منم برای همینطور میشه لایک هم میکنم 😭
۱۱ ماه پیشنمیدونم
3فکنم محسن همون دوست پارمیسو میگه همون که با نگار کلاس خصوصی پروفسور میرفتن اسمش یادم نیست ولی تو گورستانم همون بود
۱۲ ماه پیشآنیا
0دانیالومیگی
۱۱ ماه پیشآنیا
1خداوکیلی عاشق مغزجفتتونم خراب خراب🤣🤣🤣🤣🤣
۱۱ ماه پیشحدیث
4نگار تو واقعا هیچ گناهی نداری که آیوار هم مثل خودت پول پرسته فقط جادوگر شهر ازی عزیزم فقط جادوگر اونم چیزی نیست فدا سرت😂😂😂😂
۱۲ ماه پیش??
9حمیده آهنگ حامیم را شنیدی ؟! میگه " من خاطراتم با تو رو هر شب مرور میکنم میمیرم از دوریت ولی حفظ غرور میکنم این جای خالیت تو دلم با خودتم پر نمیشه با این همه از تو دلم دلخور نمیشه " هر وقت گوش میدم یاد بزرگسالی نگار و آیوار میفتم مخصوصا آیوار
۱۲ ماه پیشبدبخت خدازده
1😂😂تو حامیم گوش میدی من :جونننن عجب چشایی داری:درستش جون عجب 🍑 . میرزه با تو ته بگایی :ایوار خطاب به نگار :نمی ارزه به ولله که نمی ارزه *** شدم جر خوردم از دست تو ☝️
۱۲ ماه پیشفهیمه
4از صبح چندین بار نگاه کردم پارت های بعدی هم اومده یا نه کی میزارین بی صبرانه منتظرم
۱۲ ماه پیشطرفدار نگار
6توجه کردین حمیده خودش هم گفته بی صبرانه منتظر گذاشتن این پارتیه ک میگه بعد الان دو روزه نیستش😅ینی زن ما هیچی تو بیا بخودت رحم کن این همه هیجان خوب نیس تنهایی،،بیا با ما قسمتش کن😐
۱۲ ماه پیشمی
10ولی من هنوزم دلم خلوتا و بغلای امیرو نگارو میخواد کاش ازش پارت بزاری حمیده
۱۲ ماه پیشفن خدازده
8نمیدونم چرا حس کردم محسن رادمان رو میگه😶
۱۲ ماه پیشفهیمه
4حمیده جون رمان چقد دیگه مونده دارم دیوونه میشم برا تهش
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل آپریلیا
4نگار هر روز و هر ساعت : خدایا همین یه بار چشم ات و ببند، خدایا تو رو خدا همین یه بار، خدایا یه این بار و نجاتم بده 😂 خدا خوب در و تخته رو باهم جور کرد 😂 قشنگ نگار و آیوار لنگه هم هستن