آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت سی :
و بعد، با نفسنفسزنان در چشمهای پسر خیره شد و با غضب غرید:
ـ شما هم میتونید برید پیش باباهاتون گریه کنید!
همهمهای جاری شد و میرن با تمسخر، برای اینکه همه ساکت شوند، دستهایش را به هم کوبید.
سپس رو به میرا و من نگاهی انداخت و با تمسخر گفت:
ـ متأسفانه، تا وقتی عضو گروه ما نباشید، حق رأی ندارید.
با خشم، یک قدم به سمتش برداشتم و مقابلش ایستادم. خیره در چشم
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
دونات
4مارتا خیلی پیکیمیه خیلی ازش بدم میادد
۲ ماه پیشدونات
1وای اینا کین دیگهه دارم فشار میخورمم
۲ ماه پیش.....
3مارتا بمیری دختره ی زشت اینا چرا همشون دیوونه ان
۲ ماه پیشHelia
3چقدر عُقده ای ان مارتا حسود عوضی
۲ ماه پیشHASTI
0پارت عالیی بود👌🏼
۲ ماه پیشحدیث شماره دو
11مارتا کثااااااافت عوووووووضی😡😡 امیدوارم تو پارت بعدی بمیررررری🤗
۵ ماه پیشارزو
7واقعن نمیدونم وقتی بفهمن هانا سفیده چیکارش میکنن😭
۶ ماه پیشدنیز؛
3چرا انقد بی رحمن آخه وای اعصابم خورد شد واقعا
۸ ماه پیشبنفش علی
2خوب شد که هانا نگفت ارکیده سفیده هم اذیتش نمیکنن هم اینکه لاقل یکم میتونه از این بیچاره ها دفاع کنه
۱۰ ماه پیشغزال
0اعصابم خورد شد🤣
۱۰ ماه پیشFateme
15یه مشت روانی پولدار دور هم جمع شدن
۱۱ ماه پیشفاطی گلی
0مرجان جونم مرسی بابت این پارت هیجانی ولی من دلم هیجان بیشتری میخواد😁😁
۱۱ ماه پیشفاطی گلی
8من نمیدونم حالا که میرن و الیان باهم دشمن شدن چرا حداقل جلوی همدیگه رو نمیگیرن چرا همدستی میکنن😡😡😡😡
۱۱ ماه پیشفاطی گلی
0دیگه حالم بهم میخوره از این مدرسه از این همه بی قانونی و بی مسئولیتی مدیر و معاون و هر سگی که این آکادمی رو تاسیس کرد
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

باران
2دیگه دلم نمیخاداصلاپولداربشم، اه حالم ازشون بهم خورد😡🤮