پارت شصت و یک :

گفت:خانم خیاط غلط کرد! بعد به ساعتش نگاه کرد و گفت: الان چهار و نیمه! کار دیگه بسه! برو بیرون شرکت تو خیابون نازنین سرش بایست تا بیام!
افسون جا خورد:بله؟
انتظاری استینهایش را قل داد پایین و دکمه هایش را بست:کار داری بعدش؟با کسی قرار داری؟
افسون بینی اش را بالا کشید:نه...ولی...خیلی خسته م...می خوام برم خونه!
انتظاری چیزی نگفت و بیرون رفت.افسون نمی دانست برود توی خیابان نازنین بایست

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    1

    همه آدما مهربونن فقط تو مشغله هاشون گم شدن باید پیداشون کرد

    ۷ ماه پیش
  • فاطی

    1

    آدمها روزها رو میگذراند بدون اینکه بدانند چه میکنن..خط به خط روزها خاطره ان.و حسرتی که آینده را میسازد..و من در لابه لای خاطرات دنبالِ ردی از او میگردم.وقتی پیدا نمیکنم آن خاطره مانند اشک از چشمانم به زمین می افتد و قلبم میشکند

    ۷ ماه پیش
  • فاطی

    1

    خخخ..میترسم افسون دنی جون و سورپرایزش کنه با جوابش

    ۷ ماه پیش
  • نفس

    0

    ممنون عزیزم پارت دلنشینی بود و خوشمزه 😜

    ۱۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خواهش عزیزمم

    ۱۲ ماه پیش
  • شیوا

    1

    معلوم نیس چه می دونم من قلب طلا رو توحید داره خخخخخ

    ۱۲ ماه پیش
  • شیوا

    1

    واااای وی میخواد بگه خمار موندیم ک آب قند بیارم منم من نبات باید بزارم دم دستم می ترسم ازت مهشاد جون دوباره چه بلایی سرمون می خوای بیاری تو سرمستی اون همه اتفاق افتاد الان هنوز حضم نکردم نمی دونم کدومو بگیرم الان دانیالو چه کارش کنیم؟

    ۱۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    ینی چی میخواد که فشارشو میندازه؟مهشاد جون الان ماهم اب قند کنارمون بذاریم یانه؟

    ۱۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ای جانم اره آب قندو آماده کنید که اومددددد ؛)))

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️