کارناوال سرخ و سیاه به قلم فاطمه غفوری
پارت هفتاد و سوم :
میدانست استاینها ذاتا لبریز از عقده هستند و درونشان موجود خونخواری رشد یافته که علاوه بر کالبد، عقل و منطقشان را هم تبدیل به عروسک خیمه شب بازی خود کرده اما فکرش را هم نمیکرد اینقدر وحشی و بیرحم باشند که به خودشان هم رحم نکنند.
هرلحظه که میگذشت بیشتر دلش میخواست آن عمارت را بر سر تکتکشان آوار کند.
از جایش برخواست و سمت میزش رفت، از داخل کشو جعبه کوچک را برداشت و س
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

ثریا
4هی مایک از این خوشحالیت میترسم اگه بفهمی💔