پارت هفتاد و سوم :

می‌دانست استاین‌ها ذاتا لب‌ریز از عقده هستند و درونشان موجود خون‌خواری رشد یافته که علاوه بر کالبد، عقل و منطقشان را هم تبدیل به عروسک خیمه شب بازی خود کرده اما فکرش را هم نمی‌کرد اینقدر وحشی و بی‌رحم باشند که به خودشان هم رحم نکنند.
هرلحظه که می‌گذشت بیشتر دلش می‌خواست آن عمارت را بر سر تک‌تک‌شان آوار کند.
از جایش برخواست و سمت میزش رفت، از داخل کشو جعبه کوچک را برداشت و س

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    4

    هی مایک از این خوشحالیت میترسم اگه بفهمی💔

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    دقیقا دقیقا🥲

    ۹ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    3

    اره واقعا دمتون گرم امیدوارم بعدا با فهمیدن اینکه استلا دختر کیه..به تلخی تبدیل نشه 🥲🥲🥲

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    خیلی ممنون😍❤️ منم همینطور🥲 امیدوارم مغزم سمت اتفاقای تلخ هدایتم نکنه🥲😅

    ۹ ماه پیش
کپی شد!