پارت پنجاه و هشتم :

انتظاری پوزخند زد:تو روستای شما کفشا رو می شورن؟
افسون خنده اش گرفته بود.یک جوری دلش می خواست با او لجبازی کند.دوست نداشت کفش پاشنه بلند بپوشد و تلق تلق توی شرکت راه برود.راحت نبود اصلا.
رسمی گفت:بله!
انتظاری به ریش تازه در آمده اش دست کشید:چه خوب! منم به جای اینکه کفشامو زباله کنم بشورمشون!
افسون خوشش نیامد.توی دلش گفت:لوس ننر! بی کلاس!
بعد بی حرف راهش را کج کرد و دکمه ی آسا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا z

    0

    خیلی فک میکنم چالش داشته باشیم باهاش😁

    ۵ ماه پیش
  • شیوا

    1

    دانیال قاطی کرده و خبره داداش واستا هنوز دو ماه نشده دختره اومده تو شرکت کره وات *** می کنی پیرهن *** می کنی براش چی شده مهشاد جون اینم بگو که چرا آنقدر از افسون خوشش اومده و حالش بده نفسش بالا نمیاد

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    همینو بگو داره یقه می دره براش...

    ۹ ماه پیش
  • شیوا

    1

    ولی خوبه یکی باشه ب خاطر آدم نفسش بالا نیاد خوووبه خوووبه من دوس دارم رمانت عالیههه

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    اره حس خوبیه...

    ۹ ماه پیش
  • شیوا

    1

    اره من دوس دارم دنی رو خیلی شیکه و با کلاسه

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    قربان شما

    ۹ ماه پیش
  • ماهور

    1

    ینی دانیال از الان حالش بد شده برا دختره چقدر باحال این نفس تنگیا مال اونه ؟ وسط این همه کار و بدبیاری عاشق شده و دلش رفته چه دانیال احساساتی که به زبرپبرنی لیمویی افسون گیر داده

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    نمی دونم! احتمالا خوشش اومده از دختره که حالا حالش بده...

    ۹ ماه پیش
  • شیوا

    0

    مهشاد جون پارت کو من منتظرم هر روز

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    امشب دپ تا میدارم براتون

    ۹ ماه پیش
  • شین

    0

    بله دوست دارم انتظاریو پسر باحالیه یه رازی داره نه؟

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم امشب سه تا پارت داریم برای جبران.هم سرمستی هم عشق ممنوع

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    فک کن دانیال بین این همه کار و شلوغی و جلسه و فلان،نشسته به تاپ لیمویی افسون فک میکنه😂

    ۹ ماه پیش
  • نفس

    1

    پارت قشنگی بود ممنون عزیزم 😜❤️

    ۹ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم

    ۹ ماه پیش
کپی شد!