اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت پنجاه و چهارم :
- ایرج آدم حسابیه. میشه روش حساب کرد.
- خب تو که شرایط بهتری داری حداقل تجربه ت از ایرج بیشتره
وقتی در گاوصندوق را میبست و رمز آن را با احتیاط وارد میکرد ندید که فریبا به سختی تلاش میکند تا حرکت انگشتان بهمن روی صفحهکلید کوچک در آهنی را به خاطر بسپارد. از بسته شدن در صندوق که مطمئن شد سمت او برگشت و گفت:
- به نظرت با اینهمه مسئولیت میتونم مدیریت پروژه رو هم بگیرم؟... مگه من چنØ
لطفا صبر کنید...

شادان
0دقیقا ایرج همینقدر بی رحمه فریبا جان تو فقط نمیخوای قبول کنی