تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت چهل و هشتم :
اما هنوز کاملا از پشت سنگ بیرون نیامده بود که دستی بر دهانش نشست و به عقب کشیدش!
_معلومه داری چه غلطی میکنی شازده خانم؟
به محض شنیدن کلمات آرامی که درست کنار گوشش ادا شدند، وحشت همچون ماری سمی در وجودش لولید و معده اش از شدت ترس به هم پیچید. قلبش همچون گنجشکی اسیر تند میتپید و جرات تکان خوردن نداشت. آمده بود تا او را بکشد؟
وقتی مرد ها به قدر کافی دور شدند، دست سیاوش بالاخره از رÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏🙏🙏
۱۲ ماه پیشzahra
0مرسی عزیزدلم
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌹🌹🌹
۱۲ ماه پیشهستی
0خدا کنه فقط النگوهاروببرن ولشون کنن
۱۲ ماه پیشزهرا z
0ممنون نویسنده توانا 💯💞
۱۲ ماه پیشSedna
2مرسی بانوی عزیز هم پارت وهم آهنگش فوق العاده زیبا بود 🌹🌹🌹
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😊🥰💝
۱۲ ماه پیشسعادت
3تشکر که امروز پارت هدیه دادید ،🌸🌸
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
❣️❣️❣️
۱۲ ماه پیشسهیل۲۹
1وای بغضم گرفت 🥹🥹🥹 این ستمکارا *** هم هستن بی وجدانا
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
1عجب شانسی دارن... هر دفه یه اتفاق میفته واسه شون...
۱۲ ماه پیشسعادت
2ای وای یادگاری های پریزاد
۱۲ ماه پیشستاره
3هردم ازاین باغ بری میرسد😨ایناازکجاپیداشون شداون زمان فک نکنم مردم عادی طلاداشته باشن وبراشون درسرنشه،سیاوش همش بدبختی داره مادرمرده😭
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
بله دقیقا. مادر بزرگم تعریف میکرد اون زمان همین راهزن ها چقدر آدم میکشتن! مال ناموس هم حالیشون نبود!
۱۲ ماه پیشهیفا
4چه جای حساسی تموم شد اصلان خان دیگی کیه ای بابا ازیه مشکل میرن بیرون دوباره یه مشکل دیگه میشه کاشکی یه پارت دیگه بدین
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
پارت امشبم خودش پارت هدیه بود😅
۱۲ ماه پیشهیفا
3🥺🥺🥺نه توروخدا یکی دیگه بقیه هم لایک ونظربدین تا پارتا بیشتربشن😉
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
اگه نظرات بالا باشه چشم
۱۲ ماه پیشبانو
3وای چقدر اینا بدبختی دارن همین موند گیر راه زنا بیفتند کاش باز امشب پارت داشته باشیم
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
همین پارت امروز هم خودش پارت هدیه بود چون جمعه ها پارت نداریم کلا🙏☺️
۱۲ ماه پیشبانو
4لطفا آخه جای حساسی تموم شده
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
آحه پارت بعدی حساس تر تموم میشه😅
۱۲ ماه پیشسحر
3خیلی عالی بود مرسیییییییییی
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💗💗💗
۱۲ ماه پیشهانا
2گیر راه زنا بیفتن بهتر از اینه ک گیر افراد نریمان خان بیفتند مثل همیشه عالی بود
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
مطمئنید؟ من فکر نمیکنم اینطور باشه عزیزم چون راهزنایی که در اون زمان دزدی میکردن از گرگ بیابون بدتر بودن
۱۲ ماه پیشراز
6هدیه نداریم بانو؟ی پارت می خونیم دوباره پارت بعدی رو میخوایم
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
بعدی رو بخونید که بدتر میشه اوضاع😅 چون پارت بعدی از اینم حساس تره
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0ای بابا عجب گرفتاری شدن.البته در زمان قدیم راهزن زیاد بوده، مرسی از رمان خوبت نویسنده جان 🙏🏻🌹❤