پارت بیست و پنجم :

یک ماه گذشته بود... ولی انگار یک عمر از من عبور کرده باشد.
هر صبح که بیدار می‌شوم، اولین چیزی که می‌فهمم، نه نورِ صبح است و نه صدای زندگی… بلکه نبودنِ اوست. سپهر. پشتِ همین دیوار نفس می‌کشد، درست چند متر آن‌طرف‌تر. اما نه صدایش را شنیده‌ام، نه حتی سایه‌اش از زیرِ در رد شده.
خانه‌هایمان به دو سلول شبیه‌اند،با دیواری نازک که از سنگین‌ترین فاصله‌های جهان ساخته شده.
من از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • صدف

    0

    واقعا امیدوارم بلایی سر ترلان بیچاره نیاد،بچه خیر و خوشی ندید تو زندگیش🥲🥺

    ۹ ماه پیش
  • زینب

    1

    گاهی خانواده خود آدم از روی دلسوزی و اینکه اونا بهتر از ما میدونن چون چند پیرهن بیشتر *** کردن،حرف ها و راهکار هایی میدن که به نظرخودشون عالیه ولی اینجور نیست و زندگی نابود میشه.برا خییییلی از ماها از جمله من اتفاق افتاده. کاش خانواده ها بذارن ماخودمون تصمیم بگیریم و اونا فقط راهنمایی کننوکنارمون ب

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    یه دیالوگ تو سریال شهزاد بود میگفت:پدرش بهش گفته بود من چهار تا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم ،شهزاد بهش گفته بود بزارید منم پیرهنای خودمو پاره کنم

    ۱۰ ماه پیش
  • اسرا

    0

    بنظرم ماهمانطورازاختراعات وکشیفیات دیگران استفاده کنیم میتونیم ازتجربیات دیگران استفاده کنیم ولی مربوط بخودمون هست که چطورمثل اسلحه یاچاقوکه چطوری استفاده می کنیم 💋🙏

    ۱۰ ماه پیش
  • اسرا

    0

    متوجه نشدم مگه آپارتمان نیست پدرش چطورحرفهاازتوحیاط شنیدبعدطرف پارکینگ رفت اینجاهایکمی گنگ🤔🙏

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    نوشته بودم مثل اینکه ....میگه نگاهش طوری بود که انگار حرفارو شنیده🥲

    ۱۰ ماه پیش
  • مهیار

    0

    گاهی اوقات پدر ومادر ها حرف هایی میزنند که اثرش سالها میمونه ونمیتونی این بختک رو از خودت دور کنی وگاهی این چرخهادامه پیدا می کنه خانم سیاووشی داستانتو دوستداشتم موفق باشی

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    💖🙏دقیقا همینطوره ادم همیشه از عزیزتراش زخم میخوره....

    ۱۰ ماه پیش
  • راز

    0

    چقد غمگینه ترلان بیچاره

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    دخترا نظراتتونو برام بنویسین😍💖

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!