ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت صد و نود و هشتم :
در انتهای مسیر نگاه هومن، عمارت ورهرام قرار داشت؛ نگاه هومن را میگرفتی به عمارتی میرسیدی که مزدک و رازان را همچنان کنار هم داشت و رامدخت را دست گرفته به نرده درحال بالا رفتن از پلههای راهپله برای رسیدن به اتاق. بحث بین بامداد و هومن در فاصلهی طی شدن مسیر کوتاه رسیدن به اتاق از سالن توسط رامی شکل گرفته بود، درست مانند باز شدن در خانهی اوستا، ورود مهدیار بهمریخته به حیاط که بدو
لطفا صبر کنید...
