پارت صد و نود و هشتم :

در انتهای مسیر نگاه هومن، عمارت ورهرام قرار داشت؛ نگاه هومن را می‌گرفتی به عمارتی می‌رسیدی که مزدک و رازان را همچنان کنار هم داشت و رامدخت را دست گرفته به نرده درحال بالا رفتن از پله‌های راه‌پله برای رسیدن به اتاق. بحث بین بامداد و هومن در فاصله‌ی طی شدن مسیر کوتاه رسیدن به اتاق از سالن توسط رامی شکل گرفته بود، درست مانند باز شدن در خانه‌ی اوستا، ورود مهدیار بهم‌ریخته به حیاط که بدو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️