تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت چهل و چهارم :
نگاه پریزاد خجالت زده از توجه تمام و کمال سیاوش به خود، به زیر افتاد و جواب داد:
_اینکه انقدر مایه دردسرتم پسر چوپان. اگه تبت پایین نمی اومد و اتفاقی می افتاد من از عذاب وجدان مجنون میشدم.
سیاوش دلشکسته از دلیل بی رحمانه دخترک برای نگرانی اش، نیم نگاهی به چهره های کنجکاو مش رجب و صنوبر خانم انداخت و به سردی گفت:
_وقت برای معذرت خواهی و جبران زیاده. برو استراحت کن بعد صلاه ظهر راه
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌷🌷🌷
۱۲ ماه پیشبرکه
1سیاوش الان خودشو خنج میزنه
۱۲ ماه پیشهستی
1آفرین به مش رجب فکرخوبی کرده
۱۲ ماه پیشهیفا
1ای جااااااان چه قشنگن😍😍 وووااااای کی فردا بشه
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🥰
۱۲ ماه پیشمرضیه
2کاشکی پریزادهای دنیای ماهم به زیبایی وپاکی پریزادهای قصه هابودن
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
2خسته نباشیدنویسنده عزیز...مثل همیشه زیبا ودل نشین😍😍😍
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
۱۲ ماه پیشسعادت
3چقدر ساده و معصوم قلمت مانا عزیزم بسیار زیبا و لذت بخش 🌸🌸
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💖💗💖
۱۲ ماه پیشرزا
3به به چه شود ممنون نرگس جان به خاطر قلم خوبت ونظم در پارتگذاری خیلی عالی می شه اگه سیاوش و پریزاد به هم برسن 🤩
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
♥️❣️♥️
۱۲ ماه پیشZزهرا
4عزیزم میگه توهم میشی عین اقا جانم عزیز دلم این اقا جانت نیستا اوفت میکنه سیاوش داره خیلی خوداری میکنه بعد پری راحت میگه مثل اقا جانم میشی نه عزیزم این تو بمیری از اون تو بمیریا نیست🙈🙈😅😅 ممنون نویسنده توانا خسته نباشین خیلی لطف کردین بابت پارتهای هدیم ممنون💯🙏🥰😘💚
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم. 🌷🌷🌷🌷🌷🌷
۱۲ ماه پیشآمنه
3پریزاد خیلی چشم وگوش بسته هست فکر میکنه محرم شدن یعنی مثل آقا جانش محسوب هست پارت عالی
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
دقیقا👌این مساله عدم آگاهی در اون برهه از زمان به خصوص در جوامع روستایی خیلی عادی بوده.
۱۲ ماه پیشستاره
4عزززیزم چه ساده س این دختربه قول قدیمیاهرکی سیبیل داره که بابات نیست😂،این محرمیت فرق داره شازده خانوم پرچوپان هم فکرش باآقاجلنت فرق داره دخترم🥰
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
بله در زمان قدیم دختر ها تا قبل از ازدواج کاملا چشم و گوش بسته بودن.😊
۱۲ ماه پیشراز
3عالی بود بانو خوش قلم مرسی از پارت های هدیه امشب
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
نوش نگاهتون عزیزم🤗
۱۲ ماه پیشسوگند
4ممنون بابت پارت هدیه دستت طلا بانو جان تو محشری از همه سری تو یک افسونگری 😘این یه بیت نصف نیمه شعر در وصف تو بانو جان 👌
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنونم عزیز دلم بسی لذت بردیم😅😘
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
2وای خدا،منم عاشقش شدم چه برسه به پسرچوپان😂😂😂میگه تومثل اقاجانم میشی... دهن سیاوش بازموند😂😂😂
۱۲ ماه پیشهانا
2عالی بود .چ خوبه ک پری اینهمه ب چوپان اعتماد داره ولی چوپان بیچاره ب خاطر عشق زیاد ب خودش اعتماد نداره خدا ب دادش برسه با این محرمیت و ***
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

zahra
0خدااا فدای این بچه بشم من ... خدا لعنت کنه نریمان چجوری دلش میاد با دخترکم این رفتار داشته باشه و باز هم مرسی نویسنده جانم💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗