پارت صد و سیزده :

فصل سی و یک
دو روز آینده، سخت و طاقت‌فرسا بودند و طوری بر پرتو گذشتند که از صمیم قلب خدا را قسم داد دیگر آن شرمندگی را برایش مقدر نسازد. روزهایی که به لطف عسل، به دردناک‌ترین ماهانه‌ی عمرش بدل گشت. در این ایام، دیدارهای دلگرم‌کننده‌ی مادرش و عطیه و محبت‌های بی‌دریغ آوید همچون نوری در تاریکی، قوت قلبش بود. تماس‌های مکرر او، روحش را نرم کرده و به او امید می‌بخشید. اما غافل از آنکه

این پارت به قلم زهرا رمضانی (هور) نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Alireza

    0

    بلاخره این عسل مارموز کارخودشو کرد حالا چجوری ماسمالیش میکنین

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    گندیه که بالا زده

    ۱۱ ماه پیش
  • پریا ❤️

    1

    واقعا دلم نمیخواد دورغشون لو بره چون برا برتو خیلی بد میشه و حتی اگه بعد ها عروس واقعی اون خانواده هم بشه دیگه اون ارج و قرب قبل رو نخواد داشت

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه همین طوره ولی شاید نخواد واقعا با اوید باشه

    ۱۲ ماه پیش
  • پریا ❤️

    0

    چییییی ؟؟؟ جان من شوخی نکنید ما این همه این رمان رو خوندیم تا اینجا که تا پرتو رو کنار آوید خوشبخت ببنیم

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ای بابا

    ۱۲ ماه پیش
  • نرگس

    3

    واااااای چه مصیبتی...بله دروغ گفتن این عواقبم داره

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    0

    برای من که پرتو گناهی نداره فقط عروسک خیمه شب بازی دست آوید بوده اونهم فقط به خاطره پولی که برای درمان مادرش لازم داشت

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ولی بقیه اینطوری فکر نمی کنن

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    0

    این شیطانی که من دیدم باور نمیکنه و حالا مادرشون هم باهاشون رفته نمی توانند کاری جز سر پوشی کنن

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    0

    بانو من که گفتم بذار بگن سقط شد الان هم میتوانن به سونوگرافی رشوه بدن که بچه مرده و هنوز توی شکمش مونده حداقل این یکی رو انجام دهند بهتر هست پارت عالی راستی من به فکرشون هستم اما اونها گوش نمی دهند دیگه هیچ راه حلی ندارم

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    بریم ببینیم راه حل اویدم مثل شماست یا نه

    ۱۲ ماه پیش
  • پریا ❤️

    0

    من راه حل دارم میتونن برن به دکتر پول بدن و ویدئو سونوگرافی یکی دیگه رو بزارن عسل خانوم ببینه و باور کنه

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اینم خوبه

    ۱۲ ماه پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم زهرا جان عالی بود. اوه اوه دارن لو میرن خدابخیر کنه ولی آوید حتما یک راهی پیدا میکنه

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قطعا همینطوره

    ۱۲ ماه پیش
  • Leila

    0

    عسل این وسط چی میخاد آخه 🙏⚘️

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شوهر ایندش رو

    ۱۲ ماه پیش
  • ستاره

    3

    اگه آویده که یه فکری برااینم میکنه ولی دروغش ازاساس غلط بودنبایدوقتی یه جاداره بامامانش اینازندگی میکنن هروزچش توچشن دورغ بگه بالاخره یه جابنداآب میدن باکلی استرس و...وپرتوبیشترین آسیبامیبینه وقتی مامانشم اونجاست وبیماره

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا وقتی زیاد آینده نگر نباشی همینه

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    0

    قضیه آینده نگری نیست هم طمع وهم آوید احساسی به پرتو نداشت و با فهمیدن قضیه پرتو بی آبرو میشه براش مهم نبوده

    ۱۲ ماه پیش
  • م

    3

    وای خدا،حالا چکار می تونن بکنن،این لعنتی اونجا هم لابد می خواد خودش دستگاه سونو رو رو شکمش بذاره 😡🤔🙏🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    از عسل هیچی بعید نیست

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️