تنیده به درد به قلم آوا موسوی
پارت بیست :
* * * * *
_ تو چه طوری سایه جون؟ خیلی وقت بود ندیده بودمت.
با لبخند نگاهم را به روژان خانم دوختم و پاهایم را کنار هم جفت کردم.
_ خدارو شکر. شما خوبید؟
با لبخند سر تکان داد و نگاهش را در اطراف چرخاند.
_ پس آیه کجاست؟
آیه با شنیدن خبر آمدن مهمان خودش را به بهانه درس در اتاقش حبس کرده بود تا با روژان خانم و دخترش مواجه نشود. البته این توصیه من بود. ابداً با نینا سر سازش نداشت و
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نانا
0آخجو دعوا و هیجان
۲ هفته پیشنانا
0حیف اسم نینا به این قشنگی که حروم همچین آدمی بشه، ایش😒
۲ هفته پیشکارا
0عاو گفته درخواست کمک پسره یعنی چه اتفاقی میتونه افتاده باشه
۴ هفته پیشکارا
2چقدر روشنن ناناز و گوگولیه خیلی دارم دوسش میدارم
۴ هفته پیشکارا
1این دختره نینا چقدر رو مخه یکی نیست بگه برو شیرتو بخور بچه جون تورو چه به در افتادن با بزرگترت
۴ هفته پیشmry
0نجمه بعد اون چهار سال دیگه خبری ازش نیست و از طرفی امکان نداره مامانش راجب رابطه مهداد و آیه بدونه که امکان داره قبره برای نجمه باشه ؟ چون بعد از اونم فقط سایه بود که غمگین بود نه *** دیگه
۱ ماه پیشوناز
1اوه آوا من اینقدر غرق رمان زیباتم که وقت نمیکنم تشکر کنم ازت بابت خلق این رمان قشنگ منو خیلی زود جذب کرد و تا اینجا که عالی بود خسته نباشی💙
۱ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
لطف داری عزیزم💜 ممنون از همراهیت
۱ ماه پیشوناز
0اوه کینه ای هست سایه نسبت به پدرش و من چقد افسوس میخورم این خانواده اونطور که باید گرم و صمیمی نیستن
۱ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
آره واقعا🫠💔
۱ ماه پیشوناز
0بیچاره شوق و خوشحالیش فقط چند دقیقه بود!
۱ ماه پیشWhy
0او، دیگر بابای قهرمان کودکی هایم نبود!
۳ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
💔💔
۳ ماه پیش⁓A⁓
0سایه هر وقت میخواد ذوق داشته باشه و خوشحال باشه، زندگی:
۳ ماه پیشارور ۴۰۴
3تجربه من در رمان های اوا ثابت کرده از هر کی تعریف کنیم پارت بعدی حالمونو میگیره دیروز همه واسه مهداد ذوق کردیم پس احتمالا مهداده
۱۰ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
😂😂😂 دستم رو شده
۱۰ ماه پیشمقتول آوا هستم
3وقتی هر پیش بینی ای در رابطه با الوده به ابلیس داشتم اشتباه بود دیگه نتونستم پیشبینیت کنم🤣🥀
۴ ماه پیشسارا
0فععععک نکنم
۱۰ ماه پیشثریا
3سایه همزمان هم خواهره هم مامانه آیه😂❣️
۱۰ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
دقیقا همین حسو داره نسبت به آیه، برای همینم هست که بیش از اندازه درگیر آیه است
۱۰ ماه پیشسارا
1حیف نمیتونه دختر آیه هم بشه ولی میتونی هوو آیه شه😁😂
۱۰ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
🤣🤣
۱۰ ماه پیشم.ر
0حتما آیه ومشایخ هستنند چکار کرده کمک میخواد😅😅🤭
۱۰ ماه پیشFatemeh
0نگو که اینجا آشنا میشن😭😂
۱۰ ماه پیشسارا
0سناریوی قشنگی بود امیدوارم عملی نشه👍🏻
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نانا
0باباعه رو بگیری بزنیاا مردک مثلا خیلی برات مهمه؟