تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت چهل و یک :
کم کم گوشه دامن دخترک از زیر صخره بزرگ سایه انداخته بر چشمه مشخص شد و سیاوش در حالی که از شدت درد دندان بهم میفشرد، قدم های سستش را به آن سمت کشید.
با وجود تپش های وحشیانه قلبش و لرزش خفیفی که در دست هایش حس میکرد؛ بالاخره توانست خود را به او برساند و با دیدن چشم های باز و پر شده از اشکش قدری آرام بگیرد.
دخترک مثل گنجشکی شکسته بال با لباس ها و صورتی خاک آلود کنار چشمه افتاده بود و از ش
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏☺️🥰
۱۲ ماه پیشبرکه
1سیاوش ی حرکتی چیزی
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
1تایکی شون بهترمیشه اون یکی اسیب میبینه... پرستار سیاوش و پریزادن بقیه اداشو درمیارن😊
۱۲ ماه پیشسهیل۲۹
2ای بابا تا برسن به اون مکان امن..آش و لاش شدن دوتاشون
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
به هر حال سفر با پای پیاده در زمانه ای که امکانات بسیار کم بوده و از همه مهم تر برای دختر ناز پرورده ای مثل پریزاد مطمئنا بسیار دشوار بوده. انتظار نداشته باشید صحیح و سالم و بدون هیچ مشکلی به مقصد برسن. این حقیقت غیر قابل انکاره😊
۱۲ ماه پیشآمنه
3امروز روز پرستار رو تبریک میگم به همه پرستارها ولی از نویسنده میخوام که این دو نفر به نوبه برای یک دیگر پرستار میشدن پارت هدیه میدادید ببینیم چی میشه
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
بله چرا که نه😃به مناسبت ولادت حضرت زینب و روز پرستار یه پارت هدیه میفرستم 🥰
۱۲ ماه پیشزهرا z
3اخ که بگردم من جای پری از درد پا زجر میکشم چه دردی رو تحمل میکنه ممنون نویسنده جونم قلمت مانا 🙏💯💕
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏🥰
۱۲ ماه پیشسوگند
3آخه پری ما چه دردی تحمل میکنه خدا کنه زودتر با سیاوش نجات پیدا کنن ممنون از بابت پارت هدیه 🤩😘
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💝
۱۲ ماه پیشسعادت
2وای نه خدایا چرا
۱۲ ماه پیشراز
2پری قشنگم پاش شکسته
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0خدا قوت نویسنده جان خسته نباشی عالی بود موسیقی که دیگه حرف نداشت قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤