پارت یازده :

وسایل لنا، به دستور پدر، گوشه‌ای از کمد دیواری را به خود اختصاص داده بودند. مادر هر بار با دیدن‌شان تا مرز تشنج پیش می‌رفت و پدر راهی جز این نیافته بود. به جز لباس‌ها که در چمدان بودند، باقی وسایل در کارتن‌‌هایی کوچک جای گرفته بودند.
آن‌شب پس از گذشت یک هفته‌ی سخت و پرکار، فرصتی فراهم شده بود تا به لوازم خواهرش سر بزند. دقیق نمی‌دانست باید دنبال چه بگردد؛ اما می‌دانست با وجود عل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!