پارت هفتم :

در آغوش تک‌تکشان فرو رفت و از تن پسرها و واکنش دوستانه‌ی عجیبشان، چندشش شد؛ اما نتوانست مخالفتی بکند.

ظاهرا لنا به آنها چنین اجازه‌ای می‌داد و او اکنون لنا بود. هر کدام سوالی می‌پرسیدند و او مانده بود چه جوابی بدهد. اویی که نه آنها را می‌شناخ ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!