پارت صد و دوازده :
او با دقت تمام توضیح داد که پرتو برای مدتی به استراحت مطلق نیاز دارد تا بتواند چند روزی در خانهی خود بماند و از دنیای بیرون دور باشد؛ دور از چشمان کنجکاو و قضاوتهای ناخواسته. آوید میدانست که فردا مادرش، عطیه، و معصوم خانم حتماً به دیدار پرتو خواهند رفت و یکی از خدمه نیز تا بهبود اوضاع در خانهی آنان خواهد ماند. اما مهمترین نکته این بود که امشب، آن دو نفر تنها بودند؛ چیزی که هم پرتو
این پارت به قلم زهرا رمضانی (هور) نگاشته شده است و مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ایسان
0اوید هم محبت بلده عالی بود ❤❤🫀
۱۲ ماه پیشمحرابی
1ممنونم زهرا جان آخیش امشب راحت میخوابم بلاخره یک قدم برای باهم بودن برداشتن😉
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم آره دیگه داره یخای بینشون آب میشه
۱۲ ماه پیشLeila
0آخ جون دوتا پارت داشتیم که امروز 😊 دوتا پارت بی نظیر ممنونم ⚘️🙏
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😁
۱۲ ماه پیشم
1گفتم الان باز آوید می زنه تو ذوقش،عالی بود 😁🙏🏻💚
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دیگه باید یکم برای دل خودمون هم که شده مهربونشون کنیم دیگه
۱۲ ماه پیشSedna
1مرسی ازتون خیلی قشنگ بود 🌹💜💓💕💖
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم
۱۲ ماه پیشنرگس
1چقدر عالی بوووود ممنونم بانو😍😍😍
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات عزیزم
۱۲ ماه پیشآمنه
4ممنون بانو عالی بود ولی حیف که اونها دارن عاشق هم میشن و هنوز دارن به این بارداری دروغی بازی می کنند باید از این فرصت استفاده می کردند تا واقعی خودشان صاحب فرزند شوند
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
به امید خدا همه چی درست میشه
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Alireza
0وای جذاب تو هم آره و رو نمیکردی