پارت هفده :

آیه سرش را جلو آورد و با کنجکاوی پرسید:
_ کی بود که این‌قدر سرخ و سفید شدی؟
سر چرخاندم و با اخم نگاهش کردم. انگار نه انگار که هنوز پنج دقیقه از بحث میان‌مان گذشته، طوری رفتار می‌کرد انگار روتین‌ترین اتفاق ممکن افتاده.
_ بکش عقب ببینم. فکر کردی یادم رفته؟
گامی به عقب برداشت و لب‌هایش را روی هم فشرد تا خنده‌اش را نبینم. خدای من! این دختر آخر سر مرا می‌کشت.
دستم را بالا آ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نانا

    1

    وای چه جالب هنوز یادش مونده کیک شکلاتی دوست داره

    ۲ هفته پیش
  • نانا

    0

    یجوری شرط و شروط میزاره که داره ازش خوشم میاد

    ۲ هفته پیش
  • نانا

    1

    وای خدا چقدر این دوتا باهم خرن

    ۲ هفته پیش
  • کارا

    0

    چه اقای جنتلمنی که تعارف نداره با کسی

    ۳ هفته پیش
  • کارا

    1

    آوا هر پارت دارم بیشتر میفهمم چقدر شبیه سایه بودی هر جفتتونم لقبتون یزیده

    ۳ هفته پیش
  • وناز

    0

    ولی نه مهداد عاشق سایه میشه نه برعکس چون سایه اصلا ارتباط با جنس مخالف رو دوست نداره

    ۱ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    آره اون زمان کلا از هر نوع رابطه‌ای فراری بود به خاطر تروماهاش

    ۱ ماه پیش
  • وناز

    2

    چهار سال قبل به نظر میاد حالش بهتر از حال باشه چه اتفاقی افتاده تو این سالها اینجوری شده؟

    ۱ ماه پیش
  • وناز

    2

    یعنی مهداد از اون زمان تا حال یادش بود کیک شکلاتی دوست داره که در کنار 36 لاک برا آیه برا سایه هم کیک شکلاتی نگه داشته بود آخی💔😢

    ۱ ماه پیش
  • وناز

    0

    شرط سایه رو ببین خب اونم میگم نخواستم خودت برو😂

    ۱ ماه پیش
  • ⁓A⁓

    1

    فقط شرط سایه🤣 چقدر عاشق رشته و درسشه:) حسرت زندگی من...

    ۳ ماه پیش
  • Why

    0

    خیلی بده که رشته یا کارتو پوست نداشته باشی:)

    ۳ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    خیلی🫠

    ۳ ماه پیش
  • Why

    0

    مهداد خیلی باحاله😂😂

    ۳ ماه پیش
  • ⁓A⁓

    5

    جمله"تو فعلا درستو بخون" خیلی ذوق آدمو کور میکنه🌚

    ۳ ماه پیش
  • مرداب

    1

    از صد متریت معلومه که کنکوری هستی🤦😂😂

    ۳ ماه پیش
  • ⁓A⁓

    0

    ای بابا لو رفتیم😔🤣

    ۳ ماه پیش
  • مرداب

    2

    سلام هم رزم😭 "اکسیژن مصرف نکنی هااا ، بمونه برا بعد کنکور"

    ۳ ماه پیش
  • ⁓A⁓

    0

    وای دقیقا همینه😭🤣

    ۳ ماه پیش
  • مقتول آوا هستم

    3

    چقدر زود یخ سایه باز شد🤣

    ۴ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    تقریبا یه ماهه هر روز دارن با هم کار میکنن دیگه 🤭

    ۴ ماه پیش
  • الی

    5

    همینه دیگه وقتی با یه آدم درونگرا حرف میزنی با هر کلمه بیشتری که بهت میگه اولش حس میکنی انگار اون یه جزیره ناشناخته است که فقط تو تونستی کشفش کنی وای هر چی جلو تر میره میفهمی اون آدم جزیره ناشناخته نبود مثلث برمودا بود که هیشکی سمتش نمیرفت😒😒😒😒

    ۹ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    نه واقعا ارتباط گرفتن باهاشون اینقدر بد نیست، من همه دوستای صمیمیم برخلاف خودم درون گرا ان😁

    ۹ ماه پیش
  • الی

    3

    میدونم عزیزم من منظورم رابطه احساسیه وگرنه تو رابطه دوستی هنوزم وقتی با یه درونگرا ارتباط میگیرم حس می کنم قله اورستو فتح کردم😂😂😂

    ۹ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    ولی اگه تو رابطه احساسی با کسی اخت بگیرند، واقعا همه کاری برای پارتنرشون میکنند.

    ۹ ماه پیش
  • الی

    0

    من که ندیدم شاید من براش اون آدمی نبودم که برام هر کاری بکنه😑😔

    ۹ ماه پیش
  • مقتول آوا هستم

    0

    خب چون اینو میدونیم که درونمون چیزی نیست که بقیه قراره دوست داشته باشن درونگرا ایم دیگه🤷🏻 ♀️

    ۴ ماه پیش
  • Ayda

    1

    یعنی چی باعث شده الان انقدر غمگین باشه

    ۹ ماه پیش
کپی شد!