پارت پنجاه و دوم :

نمی‌دانم جدی می‌گفت و یا از سر احساساتش بود که این‌طور حرف می‌زد، اما راستش من آن شب، جلوه‌ای از مهربانی خدا را در او دیدم. انگار که خدا او را برای من فرستاده بود... پس واقعاً خدا وجود داشت.
خدا... مرا بالاخره پیدا کرده بود!
یاشار برایم شیرکاکائو درست کرد و مرا روی مبل‌های صورتی‌رنگ و راحتی سالن نشاند. لیوان شیرکاکائو را میان دستانم گذاشت و خودش به سمت اتاق رفت. همان لحظه صدای چرØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Yana

    0

    الان به این فکر میکنم که تارا رو ول کنن بقیه دلم براش میسوزه ولی خب تقصیر خودش بود با رفتاراش میتونست قدر زحمتای یاشار و بقیه رو بدونه

    ۳ هفته پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    آره تقصیر خودش بود و این تاوان اشتباه خودشه🫠

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    ولی اینا دوست باشن باحال و بامزه میشه ها به دوست پسر و دوست دختر نمیخورن..هی هم همو دختره پسره صدا میکنن🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    وای این پسره چرا ول نمیکنه،محتاج ی تشکر کردنه،بیا من هزار بار ازت تشکر کنم واقعا لطف بزرگی کردی پسره🙏🏻🙏🏻🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    2

    دانلود یک نسخه از یاشار مهربونم🙂

    ۲ ماه پیش
  • زن آهی

    3

    میتونم تایپ این اقا کیوته بشم ؟؟ تازه پیانو هم داره 🥹🥹🥹

    ۵ ماه پیش
  • Aysan

    5

    هرچقدر که توی فصل اول تارا رو مخ همه رفت ، الان هرکسی میاد دورش داره تارا رو ضایع میکنه😂

    ۵ ماه پیش
  • Hamraz

    22

    بابا پس این شاهزاده ی سوار بر اسب تارا کو؟!دیوونه شدم از بس با همه شیپش کردم🧘🏻 ♀️

    ۶ ماه پیش
  • دنیز؛

    23

    پسره تارا تایپت نیست؟اشکال نداره عزیزم نویسنده کاری میکنه تایپت بشه 😉😂

    ۶ ماه پیش
  • Zoha

    2

    بابا باریکلاحححححح😔🤣 کیف کردم باو🤭🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • دنیز؛

    2

    والا فراتر از تایپ هم شد😔😂

    ۶ ماه پیش
  • Mona

    13

    دوست ندارم این پسره شخصیت اصلی مرد باشه.. من دیوونه ی خودمو میخوام🥲

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    1

    چه پسره بامزه ای

    ۷ ماه پیش
  • فن جوجه

    2

    از الان به بعد پسر کیوت کراش خودمههه خیلی دوس داشتم اسمم رو هم بر اساس این کراشم بزارم ولی حیف و صد حیف که نمیشه چون به خاطر یه فردی اسم من تا موقعی که توی دنیای رمانم فن جوجه اس..

    ۷ ماه پیش
  • مرداب

    1

    جوجه توی کدوم رمان هست که اینجوری تو دلت جا باز کرده؟؟؟؟

    ۷ ماه پیش
  • فن جوجه

    0

    جوجه رمان نیس لقب یه فرده واقعیه...

    ۷ ماه پیش
  • طنین

    1

    وای چه کراشه پسره

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    3

    این دختره باید با مرد دستکشی باشه نویسنده عزیز توجه کن به مخاطبات 😂🤍

    ۷ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    نگران نباش

    ۷ ماه پیش
  • محرابی

    0

    خخخخ ضد حال میزنه پسره چرا انقدر. ممنون خدا قوت

    ۷ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    💜💜

    ۷ ماه پیش
  • اسپایدرمن

    5

    احساس میکنم این پسره ادمه اون مرد ماسک دار هست و اومده تارا رو گول بزنه🤣🤣

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️