آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت بیست و هفتم :
ناگهان همهمهای جاری شد و دختر قدبلند و لاغراندامی که موهای بلوند و فِرشدهای داشت، کنار صندلیِ میرن ایستاد و دستبهسینه، با اخم، خیره به من گفت:
— به چه جرأتی اینطوری…
میرن با خونسردی، خیره به چشمهای غضبناکم، نیشخند سردی زد و گفت:
— چون اون خواهرمه.
چشمهای سبزرنگِ دختر گرد شد و با دهانی نیمهباز، اول به من و بعد به میرن زل زد. با تمسخر، یکتای ابرویم
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
Helia
2چرا اینا اینطوری میکنن
۲ ماه پیشHASTI
1خیلی پارت قشنگ و عالی بود🫠😍👌🏼
۲ ماه پیشالمیرا
4اینا دیگه کی ان 😐. دادستان و هیئت منصفه و وکیل مدافع . وایی
۳ ماه پیشMahya
10وای دلم میخواد هانا رو بخورمممم
۴ ماه پیشMahya
4میرن جان در جریانی کاپ کیک هم ارکیده سفیده؟
۴ ماه پیشNegar
3یکی کراش منو روی میرن متوقف کنهه
۶ ماه پیشدنیز؛
15آخه این چه قوانینیه، هانارو بخورم چقد ناره جوجه
۸ ماه پیشحدیث شماره دو
0اشتباه شد حدیث شماره دو هستم😂
۱۱ ماه پیشحدیث شماره یک
1میرن جان کاپ کیکت هم ارکیده سفیده گفتم در جریان باشی🤤😃
۱۱ ماه پیشFerferishoonam
15میرن جان موقعی که الیان و بقیه بفهمند هانا جانت جزو ارکیده سفید هست بازم نقش دادستان رو براش بازی می کنی یا نه😉
۱۱ ماه پیشفاطمه زهرا
0واایی منمم از صدای گریهه متنفرمممم
۱۱ ماه پیشفاطمه زهرا
5خب حقیقتا،رنج هایی که ادم قبلا کشیده دلیلی نمیشه که روی بقیه خالیش کنه
۱۱ ماه پیشTanaz
4هانا رو بگیری یه لقمه اش کنی اخه نانااا
۱۱ ماه پیشN.a
3هانا کیوتههههه چقدر
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Hasti
2باورش سخته ولی هر ویلنی یه گذشته ی داره