پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت چهارصد و چهل و یک :
اما او دیگر برای من همان آدم سابق نبود. در روزگاری گذشته عشقم بود و اکنون همان عشق سابق تبدیل شده بود به عمویم.
به سختی نفس کشیدم. تصویرش در ذهنم جان گرفت؛ چشمان خسته و بیرمقش، دستهایی که از زخم تازه بیشک میلرزید.
او به خاطر من دست به آن کار زده بود... چون فهمیده و مطمئن شده بود که نخواستمش.
اما حالا حقیقتی به مراتب تلختر میان ما ایستاده بود؛ حقیقتی که او از آن خبر نداشت.
لطفا صبر کنید...