پارت پنجاه :

دوازده ساله بود، شاید کمی بیشتر یا کمتر، که برای فرار از جنجالهای همیشگی ایرج و ناهید که منجر به قهرهای طولانی و فضای سرد و بی روح خانه میشد به اتاقش پناه میبرد و با قیچی خیاطی ناهید روی دستش خط میکشید، خط میکشید، خط میکشید... وجودش پر از درد میشد و قلبش تیر میکشید. آنقدر که رد خراشهای خون آلود قیچی روی دستش سرخ شده و گوشت اضافه آورده بود. انگار آن روزها برای تخلیه ی احساسات ضد و نقیض و غیر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت بهار در رمان اگر باران ببارد بهار
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
تصویر شخصیت ناهید در رمان اگر باران ببارد ناهید
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!