پارت شصت و هفتم :

یاسمین چاقو را در سینه مرغ فرو کرد و کمی از آن را برید.
سپس چنگال را برداشت و در همان تکه جدا شده فرو کرد.به قدری شدت ضربه‌اش بالا بود، که کم مانده بود بشقاب ترک بردارد و بشکند.
چنگال را سوی دهانش برد و تکه نانی برداشت.
نان را به دندان‌ گرفت و باقی آن را با دستش کشید.
با حرص شروع به جویدن کرد و با همان دهان پر، زیر لب غر زد:
-این مرد کار و زندگی نداره؟ ناسلامتی با عموت شریکی.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
شخصیت شاهین موحد در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی شاهین
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    من معنی شیپ رو نمیدونم.

    ۱ ماه پیش
  • لاله

    0

    خسته نباشید.خوبه که دوقلوها بهتر شدن

    ۱ ماه پیش
  • Moon

    0

    عالی بود خسته نباشید

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    اوو دانیال خوشم میاد اما شاهین بیشتر خوشم میاد

    ۲ ماه پیش
  • Z.k

    0

    طبق تجربه بالایی که دارم با شاهین خان🙃🙃

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💛💛💛

    ۳ ماه پیش
  • رارا

    0

    با موحد دربه در😂

    ۴ ماه پیش
  • بهرامی

    0

    من تا اینجا دانیال رو با یکی از دوقلوها شیپ میکنم به نظرم به آنا خیلی میاد😅♥️♥️

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    موافقم😍❤️

    ۶ ماه پیش
  • بهرامی

    0

    من تا اینجا دانیال رو با یکی از دوقلوها شیپ میکنم به نظرم به آنا خیلی میاد😅♥️♥️

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه

    0

    یعنی میگی مثلث عشقیمون نشه؟😁

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    1

    وای از بس آقا شاهینمون گفت جن دخترمون باور کرد🤣

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اره بچم😂😂😂❤️❤️

    ۷ ماه پیش
  • ماهی

    0

    جاست موحددد

    ۹ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به جمع ما خوش اومدی عزیزم❤️

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    موحد گنگش بالاست😎😎 ولی دانیال هم خیلی جنتلمنه😁

    ۸ ماه پیش
  • تارا آرام

    2

    وای خدایا چقد نگران این دوقلوها بودم، خدا رو شکر بهترن و اومدن بیرون، فقط واکنششون به دانیال😁😉😋 منو یاد خودمو دوستام میندازه، همینقد تباهی درمون موج میزنه، آخی پسر مذهبی😁، پسر کوشولو☺️😂🥰 ( چیه خب یهویی دلم براش ضعف رفت، همینطوری😉😅)

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ای خدااا😍🥺 با این نظرت دلم برای دانیال تنگگگ شد😂💙

    ۱۱ ماه پیش
  • تارا آرام

    1

    اون قسمت راننده ی منصوری خیلی برام عجیب و شایان توجه و واکاوی بود، اگ دانیال واقعا راننده ی منصوری بوده حالا یا پوششش بوده برای نزدیک شدن به این پرونده، اگ راننده بودنش واقعی بوده، پس اون راننده ای که باهاش در ارتباط بودند این ارجمند اینا کی بوده که اطلاعات غلط داده ؟؟؟🤔

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاید اصلا با راننده‌ای در ارتباط نبودن....😁😁 نمیشه؟؟

    ۱۱ ماه پیش
  • تارا آرام

    1

    وای یعنی عاشق یاسمینم ، رفتاراش عالیه، خدایا چقد شاهین و جن ذهنش رو درگیر کرده بود که هی سوتی میده 😁😅😉

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    این دختر به نوبه خودش خیلی بامزه‌ست😍

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    Wowwww دانیال تایپ آنا است یعنی امکان داره عاشق هم بشن😍😍😍

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    والا فک نکنمممم😁😂

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️