خیال پرند به قلم رویا ملکی نسب
پارت پنجاه و پنجم :
آن شب مسعودی وعدهی غذایم را آورد. طبق معمول با دیدن غذا تبِ مرگم گرفت. حاضر بودم از گرسنگی رنج بکشم، اما لقمهای از غذای مزخرف آسایشگاه را نخورم. با سرانگشت کتلت سوخته را فشردم؛ مثل دمپایی ابری بالا و پایین شد و روغن از اطرافش به سلف نشت کرد. صورتم درهم شد. مسعودی مثل همیشه کجخلق بود؛ چپچپ نگاهم کرد. دیگر از غرولندهایش دریافته بودم که این آدم نهتنها با زمین و زمان، بلکه با خدا هم مش
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
لطف داری عزیزم. خیلی دوست دارم، فقط چون خیلی وسواس دارم تو نوشتن، خیلی کند پیش میرم. فعلا هم دارم یه درام اجتماعی عاشقانه مینویسم با شخصیتهایی که به بُعد روانشناختیشون پرداخته شده.😊
۹ ماه پیشپریسا
0آره میدونم همچین رمانی داری.دنبال فرصتم شروعش کنم
۹ ماه پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
❤❤
۹ ماه پیشپریسا
1خب خب.پیدا شدن توسکا توسط هومن و دست دست کردن هم براب بیرون افرا از دیوونه خونه طبیعی نیست و دارم بیش از پیش مطمئن میشم که هومن هم بخش بزرگی از این بازی اه. آذر بی شرف نقشش مثل توسکا مشخص شده و کم کم هومن داره نقابش میفته.عجب پارت دیوانه کننده ای بود با این آهنگ مخوفش.خدا به دادت برسه افرا😓😟😰
۹ ماه پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
قول میدم درمورد هومن طوری غافلگیر بشی که باورت نشه. هومن خیلی پیچیدهتر از این حرفاست😎
۹ ماه پیشپریسا
0من حس خوبی به این بشر نداشتم از اولش. این از آذر خطرناکتر نباشه کمترم نیست.فقط منتظرم چیزایی که راجبش گفت چیا قراره از این موجودات ببینیم مخصوصا این بشر خبیث.اصلا ازش خوشم نمیاد.کثافته عین آذر
۹ ماه پیشم
0توسکارو هومن پیدا کرد،نکنه باهاش نسبتی داره از اول برای انتقام بهشون نزدیک شده؟آذرم مطمئنم اون داروها و دمنوشهاش طبیعی نبودن 🤔😮🙏🏻
۹ ماه پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤐🤐
۹ ماه پیشپریسا
1من حس میکنم این دمنوشای آذر با نقشه توسکا بوده و یه چیز وحشتانکی بین آذر و توسکا هست.آذر نقششو انجام داده حالا نوبت توسکاس که پازلو کامل کنه و در نهایت نفر سوم هومن که پروژه رو تکمیل کنه
۹ ماه پیشم
0آره منم مطمئنم هرسه تاشون هم دستن،ولی گناهی اگه بوده پدرش کرده،آذر رو که مخالف ازدواجش بوده،توسکا هم عاشقش بوده ولش کرده،این وسط افرا گناهش چیه اینقدر زجرش می دن؟ همه اموالش که آذر گرفت،دارن دیوونشم می کنن،اگه عشق هومن هم دروغ باشه دیگه دیوونه ترم می شه 😠😭
۹ ماه پیشپریسا
0یعنی حالی بدتر از حال افرا نیست.قشنگ لب صخر اس رسما
۹ ماه پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧🤧
۹ ماه پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧🤧🤧
۹ ماه پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
من سکوت میکنم
۹ ماه پیشم.ر
1کسی نیست به دادش برسه دلم کباب شد😭😭
۹ ماه پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧🤧🤧
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

پریسا
0وااای رویا جون با این قلم معرکه ای که تو داری جون میده برای نوشتن تو ژانر جنایی. میشه لطفا بازم تو ژانر رواشناختی و حتی جنایی رمان بنویسی؟به شدت مشتاق به رمان دیگه تو سبک خیال پرندم