تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت بیست و هشتم :
قلب سیاوش از لرزش صدای پریزاد لرزید و گوش هایش حریصانه برای بهتر شنیدن آوای دلنشین کلامش به نفس هایش دستور توقف دادند. کاش میتوانست تا ابد در برابر این پری روی آسمانی زانو بزند و وجودش را تقدیمش کند.
با صدای زوزه سلطان بالاخره نگاه خیره سیاوش از رویای نا تمامش کنده شد و گفت:
_باید برم چوب جمع کنم وگرنه تا صبح یخ میزنیم. قول میدم که زود برگردم شازده خانم. سلطان اینجا مراقبه.
نگا
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
روی پارت فردا شب آهنگ گذاشتم😉
۱۲ ماه پیشبرکه
1ممنون واقعا واقعا تک تک پارت هارو لذت بردم هنرمند خلاق
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خوشحالم که با من و رمانم همراه هستید🥰
۱۲ ماه پیشزهرا z
1چقدر همه چیز رو قشنگ توصیف کردی هنرمند خانم🙏💯💚
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
نظر لطفتونه عزیزم💝💗
۱۲ ماه پیشبانو
0خیلی خوب وعالی نوشتین ممنون وتشکر 🙏🌹
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
خوشحالم از همراهی شما🌺
۱۲ ماه پیشzahra
2عااالی بود عزیزم 💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنون همراه همیشگی😊♥️
۱۲ ماه پیشzahra
1فدات بشم عزیزم
۱۲ ماه پیشسعادت
0سپاس فراوان عالی و بی نظیر ،🌸🌸
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💖💖💖
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
0وای خدا ،گرگاهم پیداشون شد...خسته نباشید... خیلی خوب توصیف میکنید🌹🌹🌹
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
نظر لطف شماست. ممنون که با نظراتتون حالم رو خوب میکنید🌷
۱۲ ماه پیشSedna
1خیلی قشنگ بود بانوی هنرمند من عاشق سیاوش وپریزادم💚🩷💙🩵🧡♥️
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ممنونم که با نظراتتون بهم انرژی میدید🌻
۱۲ ماه پیشمرضیه
2عالی بودنویسنده جون
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
نوش نگاهتون☺️🌹
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برکه
1سیاوش گوگولی