پارت ده :

همگی بابت کلام مملو از مزاح او خندیدند. همان لحظه شبنم آمد و کنار صندلی دخترش نشست. لبخند محوی بر روی لبانش بود. شبنم و شادی با این‌که خواهر بودند؛ اما اخلاقشان زمین تا آسمان با یکدیگر فرق می‌کرد. هر چه شادی مغرور و متکبر بود، شبنم زنی خاکی و فروتن ب ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!