فرجام اعتزال به قلم عاطفه میرزائی
پارت پنجم :
- خوش اومدی رفیق گرمابه و بیوفای من!
چند ضربهی آرام به پشت رفیقش زد.
- چاکر رفیق با وفا!
سیاوش عقب کشید و با نگاهی مملو از شور و خنده نگاهش کرد.
- نمیدونی چقدر خوشحالم که به این تنهایی پایان دادی و اومدی پیش خو ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

معصومه
1عه پس فرهاد آشنای خانم سهرابیه