کارناوال سرخ و سیاه به قلم فاطمه غفوری
پارت شصت و چهارم :
همان لحظه سردی لوله یک کلت را پشت سرش احساس کرد، دوباره یک صحنه آشنا، انگاری از پشت ظاهر شدن شگرد او بود.
- کیش و مات عزیزم.
صدای نحس ویکتور کنار گوشش بود، انگاری لبهایش را خوب به گوش او چسبانده بود اما برخلاف سری قبل نترسید، پوزخند صداداری زد و گفت:
- اون دختر تازه وارد تایوانی که اصلا پزشک نبود؛ اطلاعات اون بیماری که برای رزرو ویزیت در منزل جعل کرده بودی هم چند روز بعد از عمل
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
😂
۵ ماه پیشAyda
1وقتشه کاترین به تلافی کار سباستین یه مدت طولانی باهاش قهر کنه😁
۶ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
باید این کار رو می کردها! ولی خب دخترم بخشنده تر از این حرف ها بود😂
۶ ماه پیشAyda
0الکی به کاترین نمیگن نابغه
۶ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
بله بله😉😎
۶ ماه پیشNajva
2سپاس🥰یوهاهاها میدونستم کلک میزنه.😂
۹ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
فدات😘 تو توی همون پارتای اولی که به هوش اومده بود گفتی داره ادا میاره😁👏
۹ ماه پیشسهیل۲۹
1ووااااااااییییی خدایاااا 😍😍😍😍😍😍 زن و شوهر نابغه چه نقشه هایی کشیدن دمتون گررررمممم
۹ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
قربان شما😁❤️ خیلی خوشحالم که خوشتون اومد🤩💖
۹ ماه پیشثریا
4کاترین به هر حال همسر لرد واتسونه باید از این کارا بلد باشه 😎😁
۹ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
بله بله😎🤌🏻 بارونس نابغه😎🤞
۹ ماه پیشثریا
3منو بگو واسه سباستین غصه خوردم همش نقشه های خود آقا بوده🥺💔
۹ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
عزیزم😄💖
۹ ماه پیشثریا
4سباستین همش دروغ بود😑🥲
۹ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
متاسفانه همه رو بازی داد کاترین رو زجر داد😂
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

rey☆♡
0ده نمیخوام خفش کنم😂😂