پی یار به قلم الهام فتحی
پارت بیست :
_ عباس تو همیشه همه چیو راحت می گیری. تو و فریال متاهل نیستید، یه چیزایی رو نمی دونید.
مینا همین طور بود.
شور و حرصش همیشه برپا بود و خودش را پایبند می کرد به همه ی اصول خانوادگی.
البته با همان سرعت هم آتشش فروکش می کرد.
لبخند زدم بلکه آرام شود.
-اول اینکه یه کم خودت و کنترل کن، بچه خوابه تو بغلت. دوما الان این چه ربطی به تاهل داشت؟ آقا گیرت مامان آذره، اون با من. وگرنه
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...