تبعید بی پناهی به قلم غزل محمدی
پارت سی :
ممنون از توجهتون؛ اما کنجکاوم بدونم در چه مورد میخواین صحبت کنین.
نگاه پایدار، شال بافت او را که دور گردنش افتاده بود، پایید و سپس گفت:
- بمونه واسه بعد، موضوعش طولانیه!
پگاه بیش از این پا پیچ نشد و تنها با کشیدن دستی به پیشانی عرق کردهاش سکوت کرد، پایدار از کنار او گذشت.
- مراقب خودت باش! به خانمِ رعنا میگم اگه لجبازی کردی، خودش سوار تاکسیت کنه!
پگاه از پشت به او چشم د
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
