طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت بیست و یک :
- ماشینت رو برنداری با ماشین زباله خط خطیش می کنم واست!
- ببین واسه من خط و نشون نکش پشیمون میشی!
یقه لباسم را در چنگ میگیرد.
- بیا برو ماشینتو جمع کن! انگار من الاف توام! دوزاری.
همین حرف و دست درازی اش برایم کافیست! یقهاش را میان انگشتانم میگیرم و مشت پر حرصم را در صورتش میکوبم. رد سرخی از خون کنار لبش جا خوش میکند. چشمانم دو دو میزنند و هرزگاهی همان چشمان مشکی وحشی
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ساحل
1مرضیه تو واقعا چه جور مادری هستی اخه؟؟ چه طوری دلت میاد انقدر نیکداد رو که خودش قربانیه اینطوری عذاب بدیییی دست گذاشتی رو نقطه ضعفش هی ازارش میدیییچ😔😔😔
۱۱ ماه پیشساحل
1واییییی مردم تا اومدم دوباره باقی رمان رو بخونم بمیرم برات نیکداد که انقدر همس تو فشاری و ذهنت بهم ریختس
۱۱ ماه پیشم
1وای از دست این مرضیه آخر این بیچاره رو روانی می کنه با این شکاکی 😔🙏🏼
۱۲ ماه پیشدلی
1تا میخوا. دلم برای نیکداد بسوزه اعصابمو خوزد میکنه انگار سر جنگ با پسرش داره پیرش کرد این بچه رو 😩😩😭😭😭
۱۲ ماه پیشدلیی
1واییی سر یه لجبازی ببین چی شدددد مزضیه واقعا کنترل نداره رو خودش نیکداد زده بود به سرش نزدیک بود بلایی سر خودش بیاره بعد مرصیه تو حیاط بوده وایییی کفری شدمممم
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

...
1میخوام به مرضیه حق بدمااا ولی اینکاراش اجازه نمیده واقعا نیکداد خیلی مظلومه