پارت صد و سی و ششم :

- آش‌و ول کن به جاش اون ماست موسیر رو بده.
- بیا... بابام و عمو همینجا پیشت می‌خوابن، تازه بابام خوابش خیلی سبکه عمراً بتونی کنارش جم بخوری.
- الان این‌و گفتی من بترسم؟ چاییدی شصت و پنج چون شنیدم داشتی با بابات راجب قرص‌هاش صحبت می‌کردی. کسی که هر شب اون همه قرص بخوره انگشتشم کنی بیدار نمی‌شه.
- بی‌ادب! اصلا دیگه بهت کباب نمیدم، اینا رو بابام واسه من خریده.
ساعت از دوازده گذ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل آپریلیا

    2

    اگر بلد نیستی یا ترسیدی عیبی نداره توت فرنگی 🍓🙊دو تا باکره افتادن بهم😅آیوار خوبه به سن قانونی معتقده اگر نبود چی میشد؟کاری مونده شما دوتا نکرده باشید دیگه اون آخری و هم انجام بدین شما که تا تَه همه چیز رفتین 😅اون توی تاریکی هم چشم هام و ستاره بارون میکرد😇🤩دسته خ _ ر چه قشنگی داره آخه آیوار؟🤪

    ۶ ماه پیش
  • مادمازل آپریلیا

    3

    واقعا هم هولی فاک آیوار 😅من خودم فکر نمیکردم نگار همچین کاری برات بکنه آیوار جبران همه ماچ و بوسه هارو کرد😁 به نظرم برید تو روبیک پارت 451 به بعد و بخونید و فیض ببرید 🙈 🙊 🙉 ولی کاش نگار میگفت البته که نگفت و اون اتفاق ها افتاد راضی ام😅 🤐 ولی کاش وقتی بحث اش پیش اومد میگفت میترسم هنوزم 🥲 💔

    ۶ ماه پیش
  • Helia

    6

    چقدر منتظر این بودم عین آدم باهم حرف بزنن انقدر که حرص خوردم

    ۸ ماه پیش
  • هلیا

    8

    چرا هیچکس به اون قسمتی که میگه خال کنار ابروم رو لمس کرد توجه نکرد؟ خاال کناار ابرووی حمیده خیلیی نااازههه😭💋

    ۱۱ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    وای الهی مرسییذصتتستصنصننصنصنصن

    ۱۱ ماه پیش
  • هلیا

    0

    قشنگممم 💋💋

    ۱۱ ماه پیش
  • آنیا

    1

    آیوارفرصت طلب جلب😂😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • ..

    2

    بوسه فرانسوی باح باح

    ۱۱ ماه پیش
  • فن دیوار

    2

    بیاید به نگااار خرماااا بدید ازون خرما درازا

    ۱۱ ماه پیش
  • سارا

    1

    مگه اینجا قضیه یه چیز دیگه نبوددد اخر پارت ایوار گفت نظرت چیه دسته خ... این صحنه که خیلی عوض شده برا پارت بعد یهو رفت از زبان پارمیس یکی بگه چیشد

    ۱۲ ماه پیش
  • نفس

    8

    این وسط دیاکو چی شد

    ۱۲ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    دیاکو کجا بود خواهر

    ۱۲ ماه پیش
  • Roghayyeh

    2

    واقعا این اونه؟؟ 😂😂😂حمیده همینجوری ادامه بدی شبکه نمایش به عنوان سانسورچی استخدامت میکنه

    ۱۲ ماه پیش
  • آقای براتی

    0

    یک خرما خرونی شده که نگیت😂 حمیده میشه لطفاً *** بدی می خوام بیام یه بوس آبدار بزارم رو لپ که اینقدر خوبی ♥️🐣

    ۱۲ ماه پیش
  • ماه

    2

    بنظرم خرما بدین نگار که با بوسه فرانسوی فشارش نیفته فقط هسته خرما رو جدا کنید لطفا

    ۱۲ ماه پیش
  • یکی

    0

    خیلی خوب بود حمیده جون همه چیز به یه اندازه بود نه زیاد که دلتو بزنه نه کم که حوصلتو سر ببره براوو👏🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • سما

    2

    خرما خورون چیه 😭

    ۱۲ ماه پیش
  • گاد سیکلت

    7

    هسته خرما هسته خرما بابا بیاید وسط خرما خورنهههههههههههههههه

    ۱۲ ماه پیش
  • طرفدار نگار

    4

    گادسیکلت خیلی نامردی بیا بگو چیه قضیه کمی تا خودکشی باقی مونده ازم😭😭

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️