آینه ی سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت شصت و دوم :
San
جنگ، با سکوت آغاز شد.
ما سه نفر، مثل سه سرباز از نبردی نابرابر برگشته، قدم به سالن اصلی عمارت گذاشتیم. آریش جلوتر از همه بود، شانههای استوارش حالا کمی خمیده به نظر میرسید. آذرخش پشت سر او، با چهرهای درهمرفته که ترکیبی از خشم و نگرانی بود. و من، در آخر، با قلبی که هنوز طنین آن بوسهی ممنوعه و وحشت آن فرقهی مرگبار در آن میکوبید.
سالن در سکوتی وهمآور غرق بود. نور
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
1ولی غمی که آریش داره تا انتهای قلم و سوزوند:) الا هم خیلی درد کشید میفهمش ولی حق نداشت به جای آریش تصمیم بگیره! ساناز جان خیلی منونم بابت پارت مثل همیشه عالی و غیر قابل پیش بینی
۳ ماه پیشناززاد
0صدای زیبای چاوشی>>>
۵ ماه پیشناززاد
3کاش آدما یاد بگیرن با هم حرف بزنن. اگه کسی میگه دوستت داره یعنی یه زندگی سخت با تورو به یه زندگی آسون بدون تو ترجیح میده. سرخود تصمیم نگیرین💔:)
۵ ماه پیشHelia
2کسایی که نمیخوام به همدیگه آسیب بزنن و همدیگه رو دوست دارن
۶ ماه پیشهلیا
1اهنگ چاوشی غمِ این پارت رو بیشتر کرد🥲
۷ ماه پیشهلیا
1الا هم خیلی گناه داره بخاطر خود اریش داره ازش میگذره و اریش هم همینطور ، از عشق زیاد از همدیگه میگذرن و چه دردناکه
۷ ماه پیشهلیا
0«من همیشه هستم»😭
۷ ماه پیشMedusa
5آریش حتی حاضر به خاطر الا ازش بگذره:) چطوری میشه این حجم از عشق و ندید؟ 🖤🌷
۹ ماه پیشMedusa
6_من میبخشمت الا...همیشه میبخشمت_🖤
۹ ماه پیشMedusa
9ولی من نمیتونم قبول کنم که آغوش آریش برای الا قفس باشه🌚 آریش جونش به این الهه ی یخی بسته ست
۹ ماه پیشMedusa
6آریش خیلی گناه دارهه💔
۹ ماه پیشMedusa
2در درونم می نشیند شوکران تلخ کامی🖤🌷
۹ ماه پیشMedusa
2درد آهنگ انگار از دل آریش میاد😭
۹ ماه پیشMedusa
5*من دیگر هرگز نیستم* نههه یعنی چی آریش 😭 وایی ساناز این زوج محبوبمو داری جدا میکنییی💔
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زن آرین
7ساناز جون من تازه این رمان رو دیدم و از ته دلم آرزو میکنم کاش همون تصویر الا و آرین از لالایی تو ذهنم بود