پارت صد و سی و چهارم :
- میدونی چیشون از تو کمتره آیوار جان؟
دوباره اخمم برگشت. دلخور و طلبکار نگاهم رو بینشون چرخوندم و دست به کمر منتظر ادامهی حرف بابا موندم.
حالا درسته آیوار یکم آدم حسابیه ولی داداشهای قشنگم ماشالله چی کم دارن ازش؟
آیوار با لبخند ریزش سوالی به بابا زل زد که بابا انگشتش رو بالا آورد و یه باره گفت:
- سیگار، رفیق بازی، دختر بازی و کثافت کاری، مهمونیهای پر از فحشا و دریوزگ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
امیر(برادر نگار)
0ای دیوث خواهر منو گیر می ندازی دارم برات😂
۷ ماه پیشآنیا
4آیوارپدسگ کثافت دوستداشتنی😂🤣😍
۱۱ ماه پیش..
2ای ای ایوار بیشرف😂
۱۱ ماه پیشJanan
1وای شت این مغز ایوار و یعنی...اصلا من دیگه هیچی نمیگم
۱۲ ماه پیشیگانه
1خیلی خوبه من خیلییییییییییییییی دوست داشتم و به خوبی پیش می ره همه چیزم دوست داشتم
۱۲ ماه پیشالهه
1ای دیوث تو روحت واقعا
۱۲ ماه پیشفن آقای ببولی
4رمان نیس که مسکن لامصب🎀😂
۱۲ ماه پیشفن آیوار
4نگار جون آیوار از وقتی که با بچه پولدارها می گرده میگرن گرفته نمیدونستی ؟😂
۱۲ ماه پیشفن آیوار
1سیگار، دختربازی،رفیق بازی و... اسد کلا این بچه رو تخریب روحی و روانی کرد😂
۱۲ ماه پیشآیلین
2دو به دو مساوی ایول ایوار ولی ای کاش نگارمنطقی با ایوار بشینه صحبت کنه و نقششو بهش بگه شاید خیلی راحت تر باشه برای هردوشون شاید بتونن همو درک کنن کاش اینجوری بشه که فعک نکنم بشه چون حمیده داخل هر خط از پارت مارو سوپرایز میکنه اخه کی فکرشو میکرد اقدس یه روزی تو بغل نگارگریه کنه نگارم همدردی کنه باهاش
۱۲ ماه پیشسامیه فن ایوار ونگار
3حمیده انشالله زود خوب شی دوباره پارت بدی مارو لطفا نو خماری نزار بزار مواد ت بهمون برسونه اگه این تموم شه چیکار کنم دیگه نمیتونم رمان های دیگه بخونم دوباره رمان بنویس 💕☺️
۱۲ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عزیز دلمممم
۱۲ ماه پیشفن دیوار
0واااااااااااااای حمیدهههههههههههههه جوننننننننننننننننم بهترییییییییییینیییییییییی با این ایده هاتتتتتتتت تورورخدا پارت بعدی ایوار نگارو چیز کنه
۱۲ ماه پیشفن سگی گادسیکلتتتت
8چقدر رابطشون خداسسسس😭🥺✨ من این پسرو از سه قلو ها بیشتر دوست دارمممممم😭😭😭 خدایا کیوتاااایخررررررر
۱۲ ماه پیشبرادر زن آیوار
3وای چقدر دلم می خواد نگار به آیوار بگه همه چیزا بعد هم با هم متحد بشن خار سپهر و سینا را خفیف کنن
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل آپریلیا
2امشب قشنگ خونه خالیه برای نگار و ایوار😎 آخ یاسین خودش آیوار و خبر کرده😂اصلا میدونستم آیوار نگار و ول نمیکنه فکر کردم یواشکی بیاد.😅روباه استوایی و اذیت نکنن🦊 به نظرم میگفت همون پول و رادمان به چوخ داد من نجات دادم.فقط اونجایی که از سه قولوها تعریف میکرد😻با بچه پولدارها گشته سوسول شده میگرن گرفته