آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت چهل و هفتم :
* * * * *
«This life was all it had to be
(این زندگی تمام چیزی بود که باید میبود)
Designed, but not for you and me
(طراحی شده، اما نه برای من و تو)
I never needed you to be
(من هرگز نیازی نداشتم که)
Anything more than human»
(تو چیزی فراتر از انسان باشی)
سرم را به دسته مبل تکیه دادم و خیره به سقف، دستم را در هوا آویزان نگه داشتم. شعله سیگار میان انگشتانم به آرامی به سمت بالا میخزید و من بیتوجه به خاکستر شدنØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0برام تعجب آوره چطور یهو این همه کار انجام داد و به خواسته دستکشی تن داد و رفت یه کشور دیگه💔💔
۲ ماه پیشترنم
0از سلیقه تارا خوشم اومد واقعا(آهنگ رو میگم)
۲ ماه پیشترنم
0صبر آدمم حدی داره،شاید فکر می کرد با همه اون رفتاراش بازم یاشار ولش نمی کنه،ولی همیشه اینجوری نیس بالاخره ی روزی ولت میکنه حتی اگه مهربون ترین باشه
۲ ماه پیشترنم
0تارا فکر می کرد باید همه رو از خودش برونه و همه الان دیگه آدم سابق نیستن و حالا ببین چه حسی داره
۲ ماه پیشترنم
0وای دلم برا اون بابابزرگ شدن یاشار تنگ شده،کجاست واقعا؟😭😭
۲ ماه پیشNina
4دلم برای یاشار و رابطش با تارا تنگ شده. کاشکی باهم آشتی کنن😭
۳ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
منم🫠💔
۳ ماه پیشزن آهی
2یه لحظه یادم رفته بود که یاشار با تارا قهره و داشتم توی دنیای قشنگم سیر میکردم که یادم اومد تارا بدجور گند زده به رابطشون 🙂 بدیش اینجاست بعد از اون همه مدت تازه از تو حبابش اومده بیرون خب دختر زوددترررر
۵ ماه پیشZoha
0اسم آهنگی که تارا گوش میده چیه؟؟
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
Human < anything
۶ ماه پیشدنیز؛
2سلیقه اهنگ تارارو دوست دارمم
۶ ماه پیشتوتوفولوگی
1حداقل من و تارا سلیقه موسیقیمون شبیه به هم هست...
۷ ماه پیشmacani
0آهنگ قشنگی داشت🫰
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
💜💜
۷ ماه پیشآتوسا
3به نظرم کار درستی کرد تارا اینکه آدمی کنارت نباشه یعنی نقطه ضعف کمتری داری و برات بهتره چون کمتر زخم میخوری
۷ ماه پیشمحرابی
0ممنون خدا قوت نویسنده عزیز عالی بود. ای بابا پس رفت با اون دیوونه. حالا اون دیوونه کیه واز کجا پیدا شد اومد سروقت این
۷ ماه پیشمقتول آوا هستم
0اهو از کجا میدونه با یاشار بد حرف زده و رونده از خودش؟ مگه یادش نرفته بود؟
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

یاشار پسرمممم
0یاشار من کجایی عزیز دلم؟ پسرک. نازنینم تارا قدرت رو ندونست؟ بیا پیش خودم پسرمم ولی بیاین تا یک جایی به تارا حس بدیم ولی میتونست تغییر کنه آخه خانواده به این خوبی داره گذشته رو فراموش کنه (یاشار بابای کوچولوت رو از دست دادی)