آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت چهل و ششم :
اگر بخواهم از آن مردی که گاهی هنوز هم در خوابهایم میبینمش بگویم، حتی یک کلمه هم برای گفتن ندارم. تنها چیزی که از او به خاطرم مانده، چشمان تیز و کثیفش، لبخندهایش و دستان لعنتیاش بود که آن روز از آنها گریختم.
آن شب، زمانی که همه به کانکسهایشان میرفتند تا بخوابند، سیامک صدایم زد. خوب میدانستم از من چه میخواهد، پس با گامهایی آهسته به سمت او که روی یکی از تایرهای بزرگ نشسته Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Yana
0واقعا الان درکش میکنم میفهمم که چرا اینجوری شد هرکاری هم کنه پشتشم😔😂
۴ هفته پیشدیده مشکین♡
0واقعا خیلی دلم براش سوخت و بهش خیلی حق میدم که همچین رفتار هایی داشته باشه شاید اگر من جاش بودم بدتر از تارا میشدم
۱ ماه پیشتارا
0آره خیلی زیاد یه جایی از قلبم عجیب براش سوخت طفلک
۱ ماه پیشهعی...
1قدرت تصور بعضی جاها واقعا ترسناک و غمگین میشه (هیچ آدم سنگدل بدی از اول سنگدل بد نبوده) حالا معنیشو میفهمم
۲ ماه پیشترنم
1واقعا چطور تونست دووم بیاره؟بین اون همه سختی و آشغال و کثافت؟من به یاشار مدیونم که تونست تارا رو از اون منجلاب بکشه بیرون💔
۲ ماه پیشترنم
0آخه اون فقط یه سوال بود..چرا این همه خشونت؟
۲ ماه پیشترنم
0با این گذشته ترسناکش دور از انتظار نیس الان تبدیل به تارا شده باشه،هرچند کاراش بده
۲ ماه پیشترنم
1وای الهی،چه صحنه های بدی بود،واقعا زبونم این چن تا پارت بند اومده..این پارت خودمم لرزیدم حس کردم بدنم سنگین شده و خودمو منقبض کرده بودم.. اخه چرا؟
۲ ماه پیشNina
1خب عالیه من الان واقعا نیاز به یه تراپی درست و حسابی دارم خدایا منو بکشش
۴ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
سلامت روان خود را به ما بسپارید😔😂
۳ ماه پیشasma
0سلام من رمانتون رو تازه شروع کردم من برای این دختر و سختی هایی که کشیده گریه کردم قلمتون حرف نداره
۴ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
لطف دارید
۳ ماه پیشپوچ و پر
0همم آره همون اولم شخصیتش برام تعجبی نداشتو درکش می کردم رفتاراش عجیب غریب نبود اما فقط مواد کشیدن و .. منو متعجب کرد فکر میکرم سالم باشه و کمی افسوس خوردم
۳ ماه پیشریحآ
0قلمتون انقدر خوبه که انگار دارم اون لحظه رو با چشمای خودم میبینم
۵ ماه پیشdonya
0تارا و تاراهای این چنینی چقدر معصوم اند
۵ ماه پیشقلبِ یاشار
0هعی فلک تا کی کلک!؟
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

saray
0از اولشم درکش میکردم ولی درکش واسه خیلیا سخته