پارت صد و هفتاد و ششم :

خیره به ستاره‌های توی آسمان آخرین دکمه‌اش را هم بست.
مردان سیاهپوش همایونفر، آن پایین توی حیاط پرسه می‌زدند و سگ‌ها اطرافشان می‌چرخیدند.
بالاخره چشم از صحنه حیاط گرفت.
حالا به جای نور آفتاب، نور زرد چراغ‌ها راهرو را روشن کرده بودند.
مردانی که آن اطراف بودند به احترامش رو به او از حرکت می‌ایستادند.
ویلا همیشه مثل یک اداره بود. پر از مردانی که همه یک دست کت و شلوار سÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان مافیایی مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوندی در دنیای رمان https://novelonline.ir سورن همایونفر
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان میکائیل
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان اشکان
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان مریم
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان نیلی
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان سهند
رمان مافیایی مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوندی در دنیای رمان https://novelonline.ir ستایش
رمان عاشقانه, رمان مافیایی کاور دیگری از رمان
رمان مافیایی مهمیزهای سیاه شخصیت هامون هامون
تصویر شخصیت سورن در رمان مهمیزهای سیاه تصویر دیگری از سورن
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nina

    0

    ای کاش همون ماشین ها گاز میدادن تیکه تیکش میکردن به جای اینکه فقط با سنگ مغزش له شه مرتیکه حرومزاده!

    ۲ ماه پیش
  • Helia

    0

    مرگ راحتی داشت توله ابراهیمی وای متنفرم ازش باید تیکه تیکه میشد اشغال کثافتت

    ۲ ماه پیش
  • اسرا

    1

    بازهم ممنون که رایگان کردی چندروزشایدفقط برای خوانندگان نپتی رایگان کردی نمیدونم🙏

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خواهش می کنم. خیر عزیزم. به خاطر چنل تل گرا می یکی از دوستانم بود💚 بچه های نپنتی مهمیز رو مطالعه کردن

    ۲ ماه پیش
  • حدیث

    4

    من از منوچ متنفرم ولی واقعا انتظار نداشتم تو این کارا دستی داشته باشی ایشالا بمیری منوچهر سورن جونی برو این مرتیکه را بکش

    ۱۲ ماه پیش
  • حدیث

    1

    وایییییی خدایااااااااازاده بببین حتی سورنم با حرف من موافقه کاش میلاد دوباره زنده می شد ایندفعه بدتر می کشتش سورن واییییییی دارم می ترکممممم از عصبانیتتتت مردشور ریختتو ببرین میلاد کثافت عوضی شغااااااللل

    ۱۲ ماه پیش
  • Sogi

    1

    این هامونم کارش پیش سورن گیره وگرنه الان فهمیدم دلش به حال سورن نمیسوزه،چون واقعا سورن چیزی از دیدن این فیلم جز عذاب وجدان و خشم و هزار جور حسای مزخرف چیز دیگه ای عایدش نمیشد🦖

    ۱۲ ماه پیش
  • Sogi

    2

    آخخخخ خدااااا الهی بمیرمممم چقدر ترس نیلیو تو اون لحظه میتونم درک کنم واقعا عصبانیتم کم از سورن نداشت میخواستم الان اون میلاد بی همه چیز دم دستم بود انواع و اقسام شکنجه های قرون وسطایی رو روش پیاده میکردم مرتیکه پفیوززز🦖🦖🦖

    ۱۲ ماه پیش
  • asall

    2

    وای وای وای سورنا نابودتر شد که نیلی چقدر زجر کشیده بوددد😭😭😭

    ۱۲ ماه پیش
  • نرگس

    2

    وای خدای من خانوم نویسنده خیلی بی رحمییییی اشکم در ا ومد😭😭😭

    ۱۲ ماه پیش
  • Asal

    2

    واقعا بلایی که سر میلاد اومد کم بود بیشتر باید سرش میومد اشغال عوضی. نیلی عزیزم چقدر این بچه تو زندگیش سختی کشیده چقدر تنها بود خدا لعنت کنه میلاد انگلو. نیلی سورن بچه شون میتونستن خانواده قشنگی بشن🥺🥺🥺🥺🥺🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    وااای نیلی عزیزم چه زجری کشیده نامردا باهات چیکار کردن واقعا مظلوم بود این ک ی طرف خانوادش هم ی طرف😭😭

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    2

    این هامونم زیاده روی کرد یکیه مثل منوچ واقعا ک..منوچ کثافت عوضی میتونست مانع شه به پسر خودشم رحم نکرد

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    بیشتر از اینا حق این میلاد عوضی بود اون کاری ک سورن کرد کم بود حرومزاده اونم باید زجر می کشید

    ۱۲ ماه پیش
  • میم

    1

    اینم یکیه عین منوچهر،آخه این دیگه چی بود نشونش بدی،میلاد عوضی،خدا همتون رو لعنت کنه،بیچاره نیلی،تازه می خواد آزادش کنه 😠😠😠

    ۱۲ ماه پیش
  • هدی

    4

    نیلی بیچاره چی کشیده بودی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️