قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت صد و چهل و سوم :
محمد تا رفت سرویس و برگشت، متوجه شد ساره مشغول صحبت با فرزین است. گوشی به دست، با اشارهٔ دست تأکید کرد چمدانش را فراموش نکند و حولهی دستی را داد تا صورتش را خشک کند.
_بیداره داداش. یه مقدار ویتامین کم داشت که با تلاش من تونست جبران کنه.. شکر خدا اینبار که بیای چشمای رفیقت بازه.
لبخندزنان نزدیک ساره شد که سر گاز ایستاده بود و داشت تخممرغهای املت را برای او که سفت دوست داشت هم
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
باران
0نمیدونم الانبعدازیکسال هموزنظرهامون بدستتون میرسه یانه، سوال داشتم، ببینم رمانهای قبل ازاین چی بوده، وکجامیتونم پیداکنم
۲ ماه پیشباران
0باساره، محمدمنصور، شهریارزندگی کردم مدتیه، خیلی زیباروان، پرمحتوابدون غلط، بدون اوهام وابهام بودچیزی ازقلم جانیفتاده بود، همه چی مشخص بود، ترسها، استرسها، محبت، عشق، انتظار، همه روباتک تک سلولهام درک کردم، واقعاعالی بود، قلمت مانا، خسته نباشید، منتظررمانهای بعدیتون هستم❤️
۲ ماه پیشاسرا
0سلام خانم میشه رمان حوالی خورشیداینجابذاریدواقعارمان عالی جالبی هست🙏
۲ ماه پیششهناز
0دست مریزاد عالی بود خسته نباشی منتظر رمان بعدیت هستم لطفا رایگان باشه ممنونم
۶ ماه پیشزهرا
0دست مریزاد عالی بود همه چی واقعاً خوب بود هم سبک نگارش را دوست داشتم هم داستان جذاب و زیبا بود
۷ ماه پیشسحر
0خیلی خیلی دوست داشتم ،موفق باشید ، قلمتون مانا نقش ساره و محمد منصور
۸ ماه پیشپگاه
0عالی بود ممنون از وقت و انرژی و قلم توانای شما
۸ ماه پیش...
0واقعا همه این شخصیت ها واقعی بودن و این موضوع چند سال پیش رخ داده بود؟ یعنی تو واقعیت هم ساره و محمد منصوری وجود داره؟؟
۸ ماه پیشهانا
0خسته نباشی عزیزم رمانت عالی بود
۹ ماه پیشآسی
0سلام عزیزم عالی بود البته من تا پارت ۸۳بیشتر نخوندم. و یهو اومدم اخرین پارت ۱۴۳خوندم. قشنگ بود. خسته نباشی
۹ ماه پیشامید
0خسته نباشید زیبا بود خداقوت
۱۰ ماه پیشالهه
1رمان به نظرم خیلی پرش داشت جزئیات نوشته نشده بود من که نفهمیدم چی بود و چی شد فقط محمد و ساره رو فهمیدم اونم نه کامل یدفعه از نامزدی پریدن تو یه خونه با هم در کل خوشم نیومد
۱۰ ماه پیشمبی
2حقیقتا این حس پاک و قشنگی که بین محمد و ساره بود ، و همین طور درست کاری شخصیت های دیگه منو امیدوار کرد که هنوز آدمای خوب و پاک سرشت و همین طور عشق وجود داره. امیدوارم که همه آدمای این قصه هرجای دنیا که هستن خوشبختی تو زندگیشون پایدار باشه. و در آخر امیدوارم عادل هم به یک ثبات و زندگی خوب برسه.
۱۰ ماه پیشمبی
0ای وای واقعی بود😂من کلی فحش دادم که😶 🌫️😶 🌫️😶 🌫️
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

رزا
0نصیبه جان از بس که این قلمت شیرین و جذتب بود بار چندم خواندم بی صبرانه منتظر باز گشت دوبارت هستم شیرین خانم هر کجا هستی سلامت باشی گلم ❤❤