ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت صد و هشتاد و سوم :
مزدک پایدار، مرد مرموز ناجوری؛ او که سوی دیگر شهر وسط زمین مبارزهی باشگاهی زیرزمینی ایستاده که از دود و دم سیگار افرادی که آنقدر فضایش را پر کرده بودند که جای سوزن انداختن نبود، از تمام زوایا خفه شده بود. گوشش از صوت داد و فریادها و تشویقهای تماشاچیان پر و خفگی فضا باعث شده بود هر نفسش نصف نفس گرفتن در هوای عادی، اکسیژن به سلولهایش برساند و هوا تازه کند. آستینهای کوتاه تیشرت سفیدش
مطالعهی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

راز
0عالی بودی بانو