پی یار به قلم الهام فتحی
پارت یازده :
دستم افتاده بود به لرزش.
دوباره داشتم دچار همان حمله ی چند روز قبل می شدم.
بی حسی فراگیری که به زودی زود باز زمینم می زد.
صورتش را به حالت شخصی که به او برخورده باشد، چرخاند و در عرض چند ثانیه اتاق را ترک کرد.
-میشه بگید یکی دیگه بیاد خانم دکتر؟ آرنجم درد گرفت از بس تکونش دادید.
همین مانده بود یک بیمار زپرتی هم از من ایراد بگیرد.
منی که در تمام دوره ی تحصیل نمره ی A دانش
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
