پارت یازده :

دستم افتاده بود به لرزش.
دوباره داشتم دچار همان حمله ی چند روز قبل می شدم.
بی حسی فراگیری که به زودی زود باز زمینم می زد.
صورتش را به حالت شخصی که به او برخورده باشد، چرخاند و در عرض چند ثانیه اتاق را ترک کرد.
-میشه بگید یکی دیگه بیاد خانم دکتر؟ آرنجم درد گرفت از بس تکونش دادید.
همین مانده بود یک بیمار زپرتی هم از من ایراد بگیرد.
منی که در تمام دوره ی تحصیل نمره ی A دانش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!