پارت دوازده :

دندان روی دندانم سابیده می شد از خشم و بد داشتم خودم را کنترل می کردم که فریادم اتاق را، بیمارستان را، و کلا این شهر کوفتی را بر سرش خراب نکند.
-شما گفتی، من ولی نپذیرفتم. ‌یک طرف قضیه منم، منی که نمی تونه حدسیات شما رو بپذیره و خودش و بندازه گوشه ی خونه.
دروغ می گفتم!
شک شده بود یک موریانه بزرگ سیاه و داشت روحم را می جوید.
نمی خواستم ولی قبول کنم.
یعنی نمی شد بپذیرم آخرین

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    مگه بیماری میراچیه حالالرزاینهایه چیزولی اشتباه تزریق یه چیزدیگه بعدچقدرلجبازجون مردم داری توخطرمیندازی🙏🤔

    ۷ ماه پیش
  • الهام فتحی | نویسنده رمان

    جلوتر متوجه می شید..کلا جزئیات زندگی میرا رفته رفته معلوم میشه

    ۷ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!