طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت هجده :
- پس دیروز کجا بودی؟
پای راستم را از روی پای چپم میگیرم و دوباره فنجان چاییام را میان دستهایم نگه میدارم.
- یعنی چی کجا بودم؟ سر کارم بودم دیگه!
- تو سرکارت بودی؟
دستم را بین موهایم میکشم و نگاهش میکنم، میدانستم دیر یا زود بازی جنگ اعصابش را راه میاندازد.
- دیروز زنگ زدم به گوشیت جواب ندادی، زنگ زدم محل کارت گفتن مرخصی ساعتی گرفتی... .
- خب چه ربطی داره؟
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
تنها دلیل اینکه مرضیه نتونسته گذشته رو فراموش کنه نیکداد هست و رابطه شکافته و خراب شده مادری و پسریشون چوننمیتونه تو نگاه پسرش نگاه کنه و یاد گذشته نیوفته برای هردوشون سخته
۲ ماه پیشFatemeh
0چه صبری داره نیکداد مرضیه خیلی رو مخه
۱۰ ماه پیش....
1ممنونم از اینکه پارت بیشتری گذاشتی من به نیکداد حق میدم درسته مرضیه اسیب دیده ولی *** زیادی به نیکداد سخت میگیره یادش رفته پسرش هم اسیب دیده
۱۱ ماه پیشدلیا
1واقعا دلم به حال نیکداد میسوزه چه صبری داره واقعا من اعصابم بهم ریخت ولم تمیکنه هی کشش میده بعد میگه من کاربت ندارم به نظرم واقعا مرضیه مشاوره لازمههه
۱۱ ماه پیشم
1رفتار مرضیه واقعا غیرقابل تحمل شده،،کاش نیکداد می تونست اونم پیش مشاور ببره 😔😔🙏🏼
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

افسون
0الهی چقدر دردناک و باید تحمل کنه نبکداد طفلکی کاش یکم به فکرش یود درسته که زخم مرضیه همیشه تازه خواهد بود ولی اگه زنده است پس باید برای رهای از اون روزهای کثیف و زجر آور برای خودش و پسرش دنبال راه باشه نه زخم زدن🙀😿