پارت سی و پنجم :

- الان مگه چی شده حالا؟ گفتم خسارتت هر چی باشه میدم. یه دره دیگه.. .

راننده‌ی فرصت طلب دوباره دستی به قسمت غری ماشین که چندان هم عمیق نبود کشید و باا تاسف سری تکان داد:

- ای بابا... این در دیگه کلا باید عوض بشه

دلش نمیخواست اما مجبور بود. وقتی با دستانی لرزان شماره ی پارسا را میگرفت مرد راننده باز کنایه زد:

- چی شد؟... تو که گفتی بابات الان میاد . باباتم که گردن نگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت بهار در رمان اگر باران ببارد بهار
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
تصویر شخصیت ناهید در رمان اگر باران ببارد ناهید
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!