پارت نهم :
فشار نامرئی از همان لحظه مثل ملحفهای که آرام رویش کشیده باشند، روی شانههایش نشست.
آن شب چراغ مطالعه خاموش ماند. مهوان بارها کتاب را از کنار تخت برداشت و بیآنکه یک صفحه بخواند، دوباره گذاشتش. ذهنش میان فهرست کوتاهی که روی کاغذ کوچکی کنار تخت ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
Nil
0رسما باید یکی بیاد پارت رو دوباره واسم توضیح بده😵