پارت هشتم :

***

صدای تق‌تق مداد مکانیکی روی میز بلند بود. کلاس در سکوت نیم‌بندی فرو رفته بود. جز صدای ورق‌زدن برگه‌ها و گاهی سرفۀ خشک یکی از دانشجوها.

پشت میز امتحان نشسته بود. صندلی را کمی به عقب تکیه داد و آرنج چپش روی لبه میز و مدادش بین انگشتان ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!