پارت صد و هفتاد :

بعد از رفتنشان باربد چند باری تعارف کرد و در آخر گفت :
خب طبیعیه.
شما کلا دور عمو و پسر عموت رو خط کشیدی.
یک گیلاس از داخل ظرف میوه برداشت و گذاشت دهانش. در همان حالت گفت :
من که واقعا تو پوست خودم نمی گنجم،  بابا رو نمی دونم.
تا گفت "بابا" صدای باز و بسته شدن در آمد.
بالاجبار، سرم را چرخاندم.
مرا که دید، با روی باز و ابرویی بالا پریده گفت :
به به سلام بردار زاده ی گلم!

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • دختر بد

    5

    تا اینجا کح من خوندم قشنگ بود میشح گف کلا رمان قشنگیح ولی خا یکم هیجانی بود بهتر بود

    ۶ سال پیش
  • ‌

    1

    اسم کانال رمانه شومیه در *** چیه؟؟اگر کسی میدونه بگه♥️

    ۶ سال پیش
  • ?

    2

    تو *** تو کانالش دگه پارت گذاری نمیشه

    ۶ سال پیش
  • تینا

    4

    قلم. نویسنده خاصع اما هیجانی نیست زیاد وقت میزاره احساستو بیان کنه و به بهترین نحو ممکن انجام. میده اما تو نویسندگی تمرکز باید رو همه موضوعات باشه نه فقط برخی مثلا هستی ماهرو تلاشتونو بیشتر کنین

    ۶ سال پیش
  • تینا

    5

    رمان چنان موضوع خاصی نداشت که تا 170.پارت طول کشید واقعا هستی و ارکان هیچی روز موعود هیچی ماهرو هیچی. میشد به جای اون چند پارت که تو. سروکله هم. میزدن کار های بهتری بکنند که هیجانی شه قلم. نویسنده

    ۶ سال پیش
  • تینا

    4

    من چند پارت حامیو ندیدم اه پس کی میاد سه پارت خونه کمیل تشریف داره اما وقتی کمیل گفت یوزارسیف یعنی عاشق پسرم شدی دیدیش دستتو بریدی نمیدونست برای حامیه والا یه چیز میخوام. بگم شاید برخلاف میل برخیتون

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    3

    پس نه میخای حرف تو باشه، وای چقد دلم تنگ شده بودا این چن روز امتحان داشتم نخوندم افسرده شده بودم

    ۶ سال پیش
  • آرام

    1

    مارال خانم شما ناراحتی کسی مجبور ت نکرده ادامشو بخونی

    ۶ سال پیش
  • بنده خدا

    9

    خوبه باربد دختر نشدواگرنه هرماه هف روزش باید قش و ضعف میرف😂😂ولی ارامش اخجوننن دار عاشق میشه هو هو دس دس💃💃💏

    ۶ سال پیش
  • ..

    20

    نمیدونم چرا به این باربد بیچاره میگین لوس خوب فوبیا داره دیگه دست خودش نیس که 😒

    ۶ سال پیش
  • سارا

    14

    اخه پسر تا این حد لوس مامانی؟ خون چی داره که این فوبیا داره لا اله لله لا شیطونه میگه با ماهی تابه بزن شل و پلش کن پسره ی ننر لوس زشت الاغ😒😒

    ۶ سال پیش
  • H

    36

    فکرکنم من نوه هامم ببینم ولی ارامش وحامی عاشق هم نشن😂

    ۶ سال پیش
  • Mahya

    17

    رمان قشنگیه یکم خامه و کم هیجان و بی روح

    ۶ سال پیش
  • M

    23

    اه کاش بجای باربد،حامی بود یه ذره نگران میشد،تا ما آرزو بدل نمونیم🥺🥺😭 ایشششش پسره سوسول فوبیای خون داره آقا🩸🥴🙄🤢🤦🏻 ♀️

    ۶ سال پیش
  • M.t

    22

    بابا دیگه داره شورش در میاد این همه خوندیم هنوز هیچی به هیچی بابا یخورده هیجانی ترش کنید خو،رمان خیلی قشنگیه ولی اگه همینجوری پیش بره ک نمیشه😑😑

    ۶ سال پیش
  • الناز

    22

    رمان دیگه داره خیلی چرت میشه ۱۰۷ پارت داریم میخونیم اما نه عاشقانه شده نه پلیسی😑😒

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️