پارت صد و بیست و دوم :
- نه من نمیزارم بدون هماهنگی با آیوار کاری کنید، شما بهش قول دادید.
- من میتونم مهدی رو براتون پیدا کنم...
خدا رو شکر پلهها طولانی بودن و حداقل در حد سی ثانیه وقت داشتم این پخمهها رو راضی کنم.
بندگان خدا پنج دقیقه نیست اینجان و هر سی ثانیه یه بار برگهاشون کز میخوره.
رضا مات و مبهوت کمرش رو صاف کرد و پلک چپش پرید:
- چ... چی؟
دندون قروچهای کردم و یه لگد به مغز خودÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل آپریلیا
1به نظرم مهری رادی و با یه بوسه خفه کنه اونم که مشتاق😅رضا میگه مثل مامان نگامون میکنی 😭 تو میتونی پیش ما از همه دنیا بترسی🥲 💔اینا هربار میگن انارم یا اینجوری هوای نگار و دارن من قلبم ذوب میشه بیشتر از ابراز علاقه آیوار به نگار.واقعا هم سه قولوها جز نگار کسی و ندارن. با همه بدی ها همیشه برگشتن بهم
۷ ماه پیشغزال
2جاوید رو ساییدن🤣
۷ ماه پیشHelia
16جدی کاش سریال تکنیک های مخ زنی ساخته بشههه
۹ ماه پیشدختر بلوچ
5سلام حمیده عزیز من یک ماه میشه ک نتونستم نگار رو بخونم و امشب تونستم بخونم دلم خیلی برای تو و نگار و همینطور بچه هایی که نظر میدند تنگ شده بود راستی حمیده میخواستم بگم شاید حالم خوب نباشه ولی رمانت انقدر خوبه که خنده ب لبم میاره برام دعا کن
۱۲ ماه پیشمهتاب
1دوست دارم صدای فریاد جاوید رو بشنوم حیف....... کاشکی از همون جلد اول از این نقشه های نگار میدیدیم انطوری شخصیت نگار برامون جالب تر میشود
۱۲ ماه پیشفن آقای ببولی
18تنها رمانی که هیچوقت ازش خسته نشدم و خسته نخواهم شد . واقعا هر پارتش پر از هیجان و ایده های خفنه. واقعا هیچ کلمه ای نمیتونه رمانت توصیف کنه🥹🎀
۱ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
اجازه هست بخورمتتت؟
۱ سال پیشفن آقای ببولی
2ارهههه🎀😂🫠 عشق منییییی
۱ سال پیش...
5دفعه اولی که با رضا تو استخر رفته بود کِی بود ؟ چرا یادم نیست ؟
۱ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
فصل دومه عیبی نداره یادت نباشه😂
۱ سال پیش...
2حمیده جان من خودت چجوری یادت میمونه ؟
۱ سال پیشسادات
1فک کن چندین روز ایدهشو داشته باشی ، برای نوشتنم صد بار ویرایش کنی ، یادت نمیمونه؟
۱ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
هعی سیسی پیر شدیم به خدا😔🤣
۱ سال پیشعشقم آیوار
6من نمیدونم چرا با انارم گفتن سه قلو ها یه طوری میشم هی یاد دوست دختر آرمان میوفتم میخوام به دنیا فوش بده حمیده مثل همیشه عالی بود ♥🌹
۱ سال پیشالهه
1جانم نقشه رو
۱ سال پیشیه بدبخت
10این رمان محشره بی نظیره ...وای بچه ها شاید باورتون نشه ولی من کارت عروسی آیوار و نگارم آماده کردم
۱ سال پیشوکیل نگار
0😅😅😅😅😅😅🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
تو رو خدااا😭😂
۱ سال پیشفن خدازده
6منم آنقدر رمان میخونم بعضی موقع ها واقعا از رمان خوندن خسته میشم میگم این همه رمان خوندم به کجا رسیدم ولی رمان تو با همه فرق می کنه وقتی میخونمش خودم میریزم پشمام میمونه واقعا فقط بخاطر استعداده فوق العادته که این رمان رو میخونم
۱ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
دور چشمات بگردم مهربونممم
۱ سال پیشدنیز فن حمیده
1واقعا نمیدونم چی بگم پشمام..تو محشری دختر خیلی ذهن خلاقی داری با این ایده هات آدم دهنش باز میمونه اصلا غیر قابل پیش بینی خداقوت حمیده جون💚😍
۱ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
قربونت برممم
۱ سال پیشاآاااا
1حمیده کجایی دیشب خواب دیدم اومدی خونم بعد باهم بقیه رومانو می نویسیم خیلی خواب خوبی بود❤️
۱ سال پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
😭😂😂😂😂😂😂
۱ سال پیشندا
0عالی حمیده جان اوبی نظیری دختررررر
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

1234
0اگر به ایوار میگفتن بهتر بود الان به دردسر دیگه هم درست میشع